<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title> طعم حاشیه </title>
<link>http://ehsan-valizade.blogfa.com/</link>
<description>(( حاشیه فقط  یه بهانه برای رسیدن به حقیقت است )) - احسان ولی زاده </description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Tue, 13 Oct 2009 06:42:27 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>منزل جدید </title>
<link>http://ehsan-valizade.blogfa.com/post-244.aspx</link>
<description>اینم آدرس وبلاگ جدیدم : &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;A href=&quot;http://khane-ab.blogfa.com&quot;&gt;http://khane-ab.blogfa.com&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;خانه ای روی آب&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 13 Oct 2009 06:42:27 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=ehsan-valizade&amp;postid=244</comments>
<dc:creator>ehsan-valizade</dc:creator>
<guid>http://ehsan-valizade.blogfa.com/post-244.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>خداحافظ طعم حاشیه </title>
<link>http://ehsan-valizade.blogfa.com/post-243.aspx</link>
<description> خداحافظ طعم حاشیه...
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 13 Aug 2009 22:35:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=ehsan-valizade&amp;postid=243</comments>
<dc:creator>ehsan-valizade</dc:creator>
<guid>http://ehsan-valizade.blogfa.com/post-243.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>آدمای بد</title>
<link>http://ehsan-valizade.blogfa.com/post-242.aspx</link>
<description> 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;(( در دنیا دو جور آدم وجود داره : آدمای خوب و آدمای بد . آدمای خوب شبا خیلی خوب می خوابن اما آدمای بد...می دونین ٬ اونا می دونن که از ساعات شب استفاده های بهتری هم می شه کرد . )) &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;                                                                                                                       &lt;FONT color=#0000ff&gt;   وودی آلن&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 13 Aug 2009 00:15:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=ehsan-valizade&amp;postid=242</comments>
<dc:creator>ehsan-valizade</dc:creator>
<guid>http://ehsan-valizade.blogfa.com/post-242.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>قوه قضاییه را به کثافت کشاند و رفت.....</title>
<link>http://ehsan-valizade.blogfa.com/post-241.aspx</link>
<description>در کنار یکی نشسته بودم که خبر خداحافظی هاشمی شاهرودی را شنید ٬ بهم گفت : خیلی مرد خوبیه خدا خیرش بده خیلی کارا کرد . خندیدم . گفتم : شما چند بار تا حالا پایت به دادگاه باز شده ؟ گفت یه بار اونم رفتم واسه پسرم که از خدا بی خبر زنشو طلاق بده . بهش گفتم : پس چطوری به این نتیجه رسیدی که خیلی کارا کرده ؟ جواب داد : والا خوبی هاشو زیاد از تلوزیون شنیدم . آدم خوبیه . نکنه شما می خواهی دم از مخالفت بزنی ؟ من خندیدم و گفتم : نه والا من فقط سوال کردم . 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;خیلی کارا کرده ؟ بله خیلی کارها کرده خیلی زیاد . نمی خواهم اخبار این چند سال را مرور کنم که چقدر قوه قضاییه در عملکردهایش سهل انگاری داشته ٬ تا چه حد عمدی و سهوا از آن رد شده و با اسم ها بازی کرده و فقط به خاطر بازی های سیاسی . نمی خواهم واردش بشوم . شما وارد دادگاه بشو یعنی وارد کثافت ترین جای ممکن شدید . کار قانونی ات را آنقدر طول می دهند که از ادامه ی آن پشیمان بشوی . اگر یکبار با منشی قاضی یا با خود قاضی چیزی رد و بدل نکنی کارت درست نخواهد شد که هیچ بلکه سرکارت هم می گذارند . &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;قاضی هایی که سر خود هر کاری می کنند و باج هایی از متهمان می گیرند که هیچ کس جلو دارش نیست . در این سالها جناب شاهرودی عزیز چه کاری جز به فساد کشاندن این دادگاه انجام داده ؟ آقایی که این روزها خداحافظی می کند آنقدر غرق بازی های سیاسی بوده که به یاد فساد کارمندان تحت امورش نمی افتاد . حالا می خواهد برود ای کاش زودتر می رفت . هر چند فکر نمی کنم نفر بعدی گلی به سر این قوه قضاییه بزند. از حالا گند کاری ها رئیس جدید را بخوانید و بشنوید . &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 10 Aug 2009 21:05:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=ehsan-valizade&amp;postid=241</comments>
<dc:creator>ehsan-valizade</dc:creator>
<guid>http://ehsan-valizade.blogfa.com/post-241.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>امشب 90 پخش نمی شود / حمایت فدراسیون های ورزشی از علی آبادی </title>
<link>http://ehsan-valizade.blogfa.com/post-240.aspx</link>
<description>ما شنیدیم امشب نود پخش نمی شود 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;اما می گویند نود قرار است یک ماه دیگر پخش بگردد&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ما شنیدیم نود قرار نبود پخش بشود&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;اما می گویند نود به دلیل تغییر دکوراسیون و تغییر در ساختار نیاز به زمان دارد&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ما شنیدیم که عادل فردوسی پور تا چند روز بیش حاضر به اجرای برنامه با توجه به فشارها نبوده است&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;اما می گویند عادل فردوسی پور پیشنهادی داده که نپذیرفتند و باز تغییر دکور را بهانه کردند و خبری دیگری نیست&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ما شنیدیم از مردم که : مگر نمی دانستند که لیگ از چه تاریخی شروع شده پس اگر خبری نیست پس چرا زودتر دست به کار نشدند&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;اینجا دیگر چیزی نگفتند و قضاوت با مردم&lt;/FONT&gt; . &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;فردوسی پور باز گفت : در آن صندلی معروف هم از حق و حقانیت دفاع خواهد کرد و طرفدارانش هورا کشیدند اما ...&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;یه خبر بی ربط دیگر شنیدیم که فدراسیون های ورزشی از احمدی نژاد خواستند که علی آبادی را ابقا نماید &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;ما هم می گوییم که صندلی و پست و مقام شما بالاخره از دست خواهد رفت .&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 10 Aug 2009 16:44:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=ehsan-valizade&amp;postid=240</comments>
<dc:creator>ehsan-valizade</dc:creator>
<guid>http://ehsan-valizade.blogfa.com/post-240.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>آدم خوبه ی من سبز پوش بود...</title>
<link>http://ehsan-valizade.blogfa.com/post-239.aspx</link>
<description>امروز شنیدم که تیم های فوتبال ذوب آهن اصفهان و پاس همدان که پیراهن لباسشان متمایل به رنگ سبز است ٬ از این به بعد با پیراهن سبز نمی پوشند تا سوی تفاهمی به وجود نیاید . البته نمی دانم این سوی تفاهم تا چه حد سیاسی ست ؟ من اطلاعی ندارم اما هر چه هست خیر ما را می خواهند حتما در این رنگ سبز چیزی دیدند ٬ حتما مورد منحرفی داشته . مگر ندیدید با این رنگ سبز چه بدبختی هایی به راه انداختند چه اغتشاشاتی . &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;یادم میاد در زمان بچگی قبل از اینکه به مدرسه بروم ٬ یک اسباب بازی ای به نام ساختمان سازی داشتم که اغلب بچه ها با استفاده از آن با کمک بزرگترهایشان چیزهای مختلفی می ساختند و خانه هم درست می کردند . اما من برعکس بقیه بچه ها از ساختن خوشم نمی آمد . به جای ساختن ٬ اجزای هرکدام را به عنوان یک آدم به حساب می آوردم . تقریبا سی چهل تا آدم (( همان شی و اجزای ساختمانی )) داشتم . با این آدمها زندگی می کردم . یعنی من خدایشان بودم و بین اینها زندگی به راه می انداختم . مثلا رنگ های آبی خانم ها بودند . رنگ های سفید آقایون . رنگ های زرد هم آدمهای بد و رنگ سبز هم آدمهای خوب و عالی بودند . البته یادم نمیاد که رنگ های زرد یا سبز مرد بودند یا زن ؟ &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ساعت ها با این اجزاهای ساختمان سازی بازی و زندگی می کردم . بعضی وقتها بین این آدمها عروسی به راه می انداختم و صدای هلهله ام ٬ ده تا خونه اون طرف تر شنیده میشد ٬ بعضی وقتها ماه محرم می شد صدای دقل و طبل در می آوردم . اونم چه صداهایی ٬ پدر و مادرم می شنیدند و می مردند از خنده ٬ البته من آن موقع نمی دانستم به چه چیزی می خندیدند .  دسته ای بین مردها به راه می انداختم . خانم ها آن طرف نشسته بودند و دسته ی مردها را تماشا می کردند . (( الان که یادش می افتم خنده ام می گیره )) &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;یک موقع هایی هم بین زن و مرد توی خونه دعوا می شد ٬ آدمهای سبز رنگ وساطت می کردند و خوبی می کردند و ختم بخیر می شد . خیلی وقتها آدمهای سبز رنگ من واسطه ی ازدواج ها می شدند . مشکلات مالی آدمها را رفع می کردند . تازه الان که فکر می کنم من یه چیزی کم داشتم توی این موجوداتم . اینکه من بچه ای واسه ی زن و شوهر ها نمی گذاشتم . شاید رنگ دیگه ای نداشتم و شایدم نمی دانستم که بچه چی جوری به وجود میاد ؟ شایدم نمی دانستم چه جوری زن مجرد نمی تونه بچه دار بشه اما زن شوهر دار می تونه ! البته الان دیگه به این موضوع اشراف کامل دارم !!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ما آن موقع که ماهواره هم داشتیم ٬ بعضی از کانال ها یه چیزایی نشان می داد که توصیف آن در جامعه اخلافی ما به دور است و من هم تحت تاثیر آن صحنه های ابتذال که بین یک دختر و یک پسر و آن هم نزدیک به هم انجام می شد ٬  به عنوان خدای آدمهای اسباب بازی ام در شبهای عروسی مرد و زن آنها را به خلوت ترین جای ممکن می رساندم و اعمال  را انجام می دادم . حتما الان با خودتان فکر می کنید ٬ من که از بچگی منحرف بودم الان دیگه چی هستم . الان چیزی نیستم فقط قضاوت را می سپارم به مردم !! &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;روزهای انتخابات که بیشتر از قبل رنگ سبز در جلوی چشمانم بود ٬ خیلی به یاد این بازی قشنگ که مخترعش فقط خودم بودم و فکر می کنم فقط خودم آن را بازی کردم ٬ می افتادم . رنگ سبزی که آدمهای خوب من را تشکیل می دادند و با رنگ های زرد من (( آدمهای بد )) می جنگیدند تا نسلشان منقرض شود . به نظر شما آدمهای رنگ زرد این روزهای ما چه کسانی هستند ؟! &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 09 Aug 2009 23:32:04 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=ehsan-valizade&amp;postid=239</comments>
<dc:creator>ehsan-valizade</dc:creator>
<guid>http://ehsan-valizade.blogfa.com/post-239.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>مجلس دارا و ندار</title>
<link>http://ehsan-valizade.blogfa.com/post-238.aspx</link>
<description>به گمانم دو ما پیش بود که یکی از اقوام دور ما یک پیر زن ۷۰ ساله دارفانی را وداع گفت و به رسم ادب و تسلیت به مجلس ختم رفتم . مجلس پر و پیمانی بود . یعنی مجلس پولدارها و سرمایه دار های تهران . خارج از میز و صندلی های شیک و مداح گران قیمت و مشهور و شیرینی ها و میوه های خوش رنگ و لعاب تمام مجلس پر بود از جمعیت . شاید حدود هزار نفری وارد این مجلس شده باشند . یکسری می رفتند و یکسری دیگر می آمدند . خلاصه مجلسی بود آبرومند که چه عرض کنم آبرومند آبرومند (( تاکید هزار باره !! )) 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;امروز هم مجلس ختم یک جوانی از اقوام دور ما بود و باز هم به رسم و ادب و تسلیت به مجلس ختم رفتم . مجلس آرامی بود . یعنی مجلس  ندارهای متوسط بود . صاحب مجلس پول داشت اما پولی نداشت که چشم آدمها را بگیرد ؛ فقط محتاج دیگران نبود . یک مسجدی بود مثل مساجد دیگر این شهر تهران . شیرینی ها و میوه های ساده که با این نداری آبرو خریدند و موزی هم در داخل میوه ها بود (( بیچاره ما آدمها با یک موز آبرو می خریم )) . مجلس خالی بود . خالی خالی . پرنده پر نمی زد . شاید فقط حدود ۵۰ نفر وارد این مجلس شده باشند . اما برای همین ۵۰ نفر مجلس آبرومند برگزار کردند (( اینجا دیگر تاکید نداشت !! )) &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;بله ما اینیم . خوشا به حالمان . واقعا خوشا به حالمان که جیبمان محبت خرج می کند . آبرو می فروشد . نمی خواهم بنویسم چقدر از آدمها ٬ از اینکه من هم آدم هستم ٬ نفرت دارم . نه نمی نویسم چون اینطوری می شود یه قضاوت سهل انگارانه . فقط دلم گرفت . دلم گرفت از این دنیایی که داریم ...فقط می خواهم در آخر این یادداشت کوتاه بنویسم که چه دنیای وحشتناکی داریم ما...&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 08 Aug 2009 22:10:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=ehsan-valizade&amp;postid=238</comments>
<dc:creator>ehsan-valizade</dc:creator>
<guid>http://ehsan-valizade.blogfa.com/post-238.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>درباره الی ٬ فوق العاده تر از فوق العاده</title>
<link>http://ehsan-valizade.blogfa.com/post-237.aspx</link>
<description>(( درباره الی )) را دیدم . لذتی در من به وجود آمده که هم اکنون نمی توانم آن را به شکل صحیح بیان کنم . آنقدر محو فیلم شدم که متوجه گذر زمان و جای بدی که نشسته بودم ٬ نشدم . تمام که شد و از سالن سینما بیرون آمدم باز هم متوجه قدم زن هایم ٬ طی کردن مسیر نشدم . مرا بدجوری با خود برده ٬ باید بیشتر روی تمام اجزای فیلم فکر بکنم . بیشتر درباره ی صحنه ها و دیالوگ ها تمرکز کنم . به طوری من را به دنیای واقعی اش برد که روزها و ماه ها تا زمانی که محصول خانگی آن بیرون بیاید ؛ توانایی نگه داشتن آن صحنه ها را در حافظه ام دارم . همه اینها بر می گردد به لذت تماشای این فیلم . فیلمی که یک ثانیه هم احساس خستگی در مخاطب به وجود نمی آورد . 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ذهن و خیالات مخاطب را اسیر حدس ها و نگاه ها می نماید . لذتی فراوان بردم از تمام اجزای آن . لذت بردم از کارگردانی یکدست اصغر فرهادی ٬ بازی های روان ٬ شوخی های واقعی ٬ عصبانیت های واقعی و پایان واقعی ؛ از اینکه هنوز آدمها شناخت واقعی ندارند . شناخت واقعی ندارند و قضاوت می کنند . اما در این فیلم قضاوت خوب و بد هر دو یش باهم آمده است . &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;دوستی که همراه من برای تماشای این فیلم آمده بود ؛ با من موافق است . او هم عقیده دارد این جایزه حق اصغر فرهادی است . از بازی های آن تعریف می کند و از صحنه های دریایی و اتفاقات واقعی و یکدست بعد از آن تمجید .  او معمولا آثارهای تجاری و کمدی را بیشتر می پسندد . در حال خداحافظی کردن بودم و به دوستم گفتم : برای اولین بار هم در چنین فیلمهای غیر کمدی هم عقیده شدیم . البته به شوخی هم گفتم : که تو هم داری روشنفکر می شوی .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اما این فیلم روشنفکر و غیر روشنفکر ندارد . همه آن را می توانند دوست داشته باشند . لذت ببرند . خاص و عام هر دو در کنار هم از خوبی های این فیلم می گویند . چنین کاری از دست هر کسی بر نمی آید . هر کسی دارای چنین توانایی ای نیست اما فرهادی کارگردان درباره الی دارای این خصوصیات است . او برای همه فیلم می سازد . برای خاص ارزش و برای عموم احترام قائل است . او به شعور مخاطب توهین و با آن بازی نمی کند . به خاطر همین باید وسواسی های او را دریافت و باور کرد . &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;بدون شک (( درباره الی )) بهترین فیلم ایرانی است که تا به حال دیدم . این فیلم می تواند تاریخ دیگری از سینمای ایران را بسازد . الگویی باشد برای دیگر سینماگران و ماندگار برای تماشاگران . این یادداشت یک نگاه سرسری به درباره الی ست . در روزهای آینده بیشتر از آن خواهم گفت . از جزئیات فیلم خواهم نوشت . فرهادی هنرمند جزئیات پشت سر کلیات است ! &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;                                                                            &lt;FONT color=#0000ff&gt;منبع :&lt;/FONT&gt; &lt;A href=&quot;http://taamehashiye2.blogfa.com/&quot; target=_blank&gt;وبلاگ سینما و تلوزیون با طعم حاشیه&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 06 Aug 2009 22:11:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=ehsan-valizade&amp;postid=237</comments>
<dc:creator>ehsan-valizade</dc:creator>
<guid>http://ehsan-valizade.blogfa.com/post-237.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>چقدر غریبه ایم با این چیزا ! </title>
<link>http://ehsan-valizade.blogfa.com/post-236.aspx</link>
<description>همین دقایقی بیش وبلاگ &lt;A href=&quot;http://norouzi3.blogfa.com/post-487.aspx&quot; target=_blank&gt;حسین نوروزی &lt;/A&gt; را باز کردم و از روز مشروطه می گفت . یادم آمد که امروز فراموش کردم دفترچه تقویمم را نگاه کنم . حالا که قدرت&lt;FONT color=#0000ff&gt; تحلیل و تجزیه&lt;/FONT&gt; چنین واقعه ای را ندارم و البته چند روزی ست قدرت تحلیل و تجزیه بر من&lt;FONT color=#0000ff&gt; خشک شده&lt;/FONT&gt; و بی حرکت مانده می خواهم احساسی بنویسم : 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#00ff99&gt; چقدر غریبیم با مشروطه&lt;/FONT&gt; . تبریزی یکی از علمای زمان مشروطه این را نوشت : &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;(( مشروطه طلب آزادی و آزادی بیان می خواهد ٬ یعنی قدرت امر به معروف و نهی از منکر )) دریغا که بعد از آن صدور فرمان مشروطیت روزگار ما این شده که به &lt;FONT color=#0000ff&gt;جرم قلم دوستانمان&lt;/FONT&gt; را می گیرند ٬ به جرم آزادی &lt;FONT color=#ff0000&gt;شکنجه&lt;/FONT&gt; می شوند ٬ &lt;FONT color=#ff0000&gt;باتوم &lt;/FONT&gt;می خورند ٬ از آدمهای زمان مشروطه کسی باور می کرد که زمانی با ب&lt;FONT color=#ff0000&gt;اتوم&lt;/FONT&gt; به جان مردم بیافتند و به قول خودشان امر معروف و نهی از منکر بکنند ؟ &lt;FONT color=#00ff33&gt;چقدر غریبه ایم با آزادی&lt;/FONT&gt; ! &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;نگاه می کنم به تقویم امروز روز حقوق بشر اسلامی و کرامت انسانی ست . نگاهی به اتفاقات و حوادث این چند وقته می کنم و یادم می آید که در &lt;FONT color=#0000ff&gt;میدان انقلاب&lt;/FONT&gt; چه کردند یا در&lt;FONT color=#0000ff&gt; ونک &lt;/FONT&gt;چه آشی به پا کردند و خیلی جاهای دیگر و باز هم در می یابم که &lt;FONT color=#00ff33&gt;چقدر غریبه ایم با حقوق بشر اسلامی و کرامت انسانی ؟&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;چقدر غریبه ایم با....&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 05 Aug 2009 22:00:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=ehsan-valizade&amp;postid=236</comments>
<dc:creator>ehsan-valizade</dc:creator>
<guid>http://ehsan-valizade.blogfa.com/post-236.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>منم می خوام برم زندان تا آدم شم ! </title>
<link>http://ehsan-valizade.blogfa.com/post-235.aspx</link>
<description>سلام به شما وطن دوستان با غیرت که به رنگ سبز و نام هایی همانند موسوی و رفسنجانی (( اینجا به دلیل اینکه ایشان قدرتشان بیشتره صدایش قطع می شود اما از لب خوانی باید باهوش باشید و بفهمید )) و خاتمی آلرژی دارید . اینجانب بعد از دیدن صحنه های تاثیر گذار اعترافات ابطحی و عطریان فر به شدت شرمنده شدم . شرمنده خودم در نزد خدا که هیچی . در نزد آقا یا در نزد محمود یا در نزد مشایی یا در نزد هر چی اصولگرای باتوم به دسته . شرمنده شدم . به خودم گفتم ای کاش منو می بردن زندان که منم مثل این آقایون آدم شم و یادم بره قبلا چی گفتم و حالا چی می گم. اگر می دانستم فضای زندان تا به این حد معنوی و روحانی ست و آدمها را تغییر می ده . من با کله می رفتم .  
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اون روز به جای فرار از دست آن مرد محاسن دار باتوم به دست ارشاد کننده ٬ خودمو در اختیارشان قرار می دادم و می رفتم زندان و کلی تغییر می کردم و آدم می شدم . حیف شد . حیف شد . خوشا به حال آقای ابطحی که بعد از خلع لباس روحانیت تازه به راه راست هدایت شده . حیف شد که از وجود  بازجوهای بافهم و باشعور و با ادب (( طبق گفته های ابطحی )) بی نصیب موندیم . آخه چقدر بافهم هستند این بنده خداها . هی شایعه کنید که فلانی به خاطر شکنجه از دنیا رفته . خب این بنده خداهای بازجو و وزارت اطلاعاتی ها چه کنند یه مشت سیاسی مریض و سنگ کلیه دار و منژیت دار گیرشان افتاده . &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; ولی از آنجایی که خدای بزرگ راه توبه را همیشه باز گذاشته من اعتراف می کنم که اشتباه کردم . اشتباه کردم که گفتم تقلب شده . کدوم تقلب ؟ کدوم کشک ؟ اصلا حالا که فکر می کنم خود منم مثل موسوی توهم زدم و اصلا آن روز به موسوی رای ندادم . من از این به بعد تضمین می دهم که روزی صد بار بگویم که تقلب نشده . روزی هزار بار هم بگویم انقلاب مخملین بوده . مثل رنگ لباس آقای معاون دادستان . آخ قربون ابطحی برم که شوخ طبعی اش  را در دادگاه هم نمایان کرد . از این شوخی طبعی می توان نتیجه گرفت که چقدر رابطه خوبی بین ایشان و وزارت اطلاعاتی و دادگستری بر قرار بوده . ماشالله اینقدر رابطه خوبی بر قرار بوده که مثل رابطه پدر و پسری ست . پدر هر چه گفت پسر گوش کرد . آفرین پسر حرف گوش کن.  به طوری که عاشق چنین رابطه هایی شدم که منم هوس چنین باباهایی کردم . بابا جان من چی بگم که تو را راضی کنه ؟ &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;                                                                                                              &lt;FONT color=#0000ff&gt;وبلاگ نویس ناراضی&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 01 Aug 2009 22:00:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=ehsan-valizade&amp;postid=235</comments>
<dc:creator>ehsan-valizade</dc:creator>
<guid>http://ehsan-valizade.blogfa.com/post-235.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
