تبليغاتX
نوشته هایی با طعم حاشیه - قهرمانی را باد برد ! مايه کجاست ؟
مدتی هست که بحثی در بین نویسندگان و وبلاگ نویسان باب شده  و همچنان هم ادامه دارد . بحث این روزهای قلم به دستان حضور حسین رضازاده قهرمان وزنه برداری به حضور در تبلیغات ماهواره ای شامل می شود . چند وقتی هست که بر حسین رضازاده با این بهانه می تازند و بهانه های رسانه های نوشتاری هم به پهلوانی های اوربط می گردد که چرا حسین رضازاده به عنوان الگوی ایرانی های در تبلیغات ماهواره ای که ضد فرهنگی ایرانی شامل می گردد شرکت کرده است ؟

 اما نگارنده برخلاف اکثریت اعتقاد دارد مشکل از حسین رضازاده نیست بلکه مشکل از ما رسانه های نوشتاری و تصویری هست که آدمهایی را که در یک مقطعی به موفقیتی دست می یابند بزرگ می کنیم و در جهت الگوی ایرانی در جامعه پرورش می دهیم اما هیچ وقت از این زاویه به این مسائل نگاه نمی کنیم که آدمهایی که شهرت دارند مثل بقیه از مردم هستند و با باور غلط اعتقاد داریم که آنها دیگر در اختیار خودشان نیستند . این اعتقاد از چه منشایی سرچشمه می گیرد ؟ چرا می خواهیم با این روند و شیوه سرخوردگی هایی در جامعه به وجود بیاوریم ؟ در جامعه ما بسیاری از نوجوانان و جوانانی وجود دارند که تحت تاثیر شهرت های آدمهای مختلف هستند و با توجه به اینکه و رسانه های نوشتاری ما آن آدم مشهور را بالا می برند اما وقتی این آدم مشهور بعد از مدتی از بالا به پایین پرتاب می شود و در جامعه و بین علاقه مندانش سرخوردگی هایی به وجود می آورد و بسیاری از افراد جامعه ((اعم نوجوان و جوانان )) دچار افسردگی هایی می شوند چون آدم مشهور آنی نبود که تصور می کردند و این چنین می شود که خود به خود ناهنجاری هایی در سطح جامعه به وجود می آورد .

حسین رضازاده در رابطه با حضورش در تبلیغات به در آمد کمی که دارد اکتفا می کند و همچنین رضازاده اضافه می کند که در اخرین سالهای ورزشی قرار دارد و دغدغه های معیشتی حسین رضازاده دلیل حضورش در تبلیغات ماهواره ای شده است . کاملا دلیل منطقی هست و همان طور که بسیاری از ورزشکاران و هنرپیشه ها در تبلیغات رنگارنگ شرکت می کنند رضازاده هم این اختیار را دارد که به در آمدزایی فکر کند . همان طور که گفتم مشکل از رضازاده نیست مشکل از رسانه های نوشتاری و تصویری هست که این فرهنگ غلط را در بین مردم جا انداختند. بسیاری با انتقاد بر اینکه چرا رضازاده با توجه به قهرمانی و پهلوانی اش و این باورهای مذهبی دارد در این تبلیغات شرکت کرده است ؟

 این انتقاد مشخص است که براساس یک باور اشتباه صورت می گیرد . آیا در مذهب و دین آمده است که حسین رضازاده به فکر درآمد زایی نباشد ؟ مگر شهرت رضازاده تا چه زمانی هست ؟ تا سالهای دیگر که حسین رضازاده از دنیای ورزش خداحافظی بکند مطمئن باشید قهرمانی هایش را هم از یاد خواهیم برد . به عبارتی دیگر قهرمانی را باد می برد و رضازاده می ماند با دغدغه های معیشتی خانواده اش . بسیاری حسین رضازاده را با تختی مقایسه می کنند که این از شاهکارهای ژورنالیست ها و نویسندگان ایرانی هست که همیشه برای تخریب آن شخص او را با دیگری مقایسه می کنند . این سوال برایم پیش می آید که آیا به تختی قبل از مرگش لقب پهلوانی داده بودیم ؟ مگر غیر از این است که تختی را بعد از مرگش  بیشتر بزرگش کردیم ؟ تا قبل از مرگ تختی فقط یک قهرمان کشتی بود اما بعد از مرگ بود که تختی شد جهان پهلوان تختی !

امیدوارم این نوع نوشته ها و این نوع طرز تفکر کنار بگذاریم . بی جهت قهرمان های عرصه مختلف (( چه در  ورزش چه در  سینما چه در سیاست و..... )) را بزرگ نکنیم . نگذاریم زمانی برسد که این بزرگ کردن ها این محبوب کردن ها روزی را به ثمر بیاورد که در جامعه تاوان بدی بدهیم . این شرایط را فراهم نکنیم که با این نوع نوشته ها و این نوع تعریف کردن ها نوجوان و جوان ایرانی را سرخورده کنیم و آن را فریب بدهیم و تا آخر جوانیش خود را در رویای قهرمانش ببیند . سهراب سپهری چه خوب گفته است : چشم ها را باید شست جور دیگر باید دید .

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم فروردین 1387ساعت 20:31  توسط احسان ولی زاده   |