علی آبادی که خود را ملزم به پاسخ دادن نمی داند به زعم نگارنده سهم بیشتری نسبت به این دوستان کمیته المپیک داشته است که در آستانه المپیک چه بوق و کرنایی به راه انداخته بود . دوستان خبرنگار ورزشی خوب می دانند که علی آبادی کاری برای ورزش مملکت انجام نداده است . چون اساسا ورزش را نمی شناسد . او یک مدیر موفق عمرانی است که گمان می کند با ساخت استادیوم های ده هزار نفری زیر استاندارد کارش را انجام داده است . اما اینچنین نیست . علی آبادی که از دل دولت نهمی بیرون آمده است . نزدیک بود با حرف هایش دودمان ورزش فوتبال را به باد بدهد . آنقدر فوتبال برای جناب آقای علی آبادی وسوسه کننده بود که ورزش را رها کرده بود که در فوتبال به قدرت برسد . می دانید که در فوتبال بیشتر در محافل عمومی دیده می شوید تا در جاهای دیگر !!
علی آبادی هم برای دیده شدن نصف انرژی اش را صرف جنگیدن با فیفا کرد که هر چه قدر فیفا با زبان قانون می گویند نمی توانید وارد قدرت بشوید . جناب علی آبادی و دار و دسته اش با زبان و بی زبانی فیفا را مجبور به تعلیق فوتبال ایران کرد . خدا پدر و مادر صفایی فراهانی را بیامرزد که فوتبال این مملکت را نجات داد و هر چند که دوستان خوب دستمزدش را دادند !! غرض از یاد آوری این جریانات این است : از مدیری که با قوانین خاص ورزش نا آشنا هست توقعی بیش از این نمی توان داشت .
مدیری که به قدرتش می نازد و هر کس را دوست دارد می آورد . و هر کس را خواست بدون توجه به قانونی که وجود دارد برکنار می کند . مدیری که با قلدری می خواست به فیروز کریمی ثابت کند که متوجه زبانش باشد که چی می گوید و به چه کسی هم می گوید ؟!! حالا فارغ از این جریانات که اتفاقات بحث برانگیز بیشتری هم به وجود آمده بود که به دلیل ذیل وقت اشاره به آن سر به فلک خواهد زد . می رسیم به امروز که جناب علی آبادی را نمی بینیم . اگر شما پیدایش کردید . سلام ما رو برسونید !!
نمی دانم جناب دکتر علی آبادی که تا پیش از المپیک به خوبی در رسانه به ظاهر ملی نمایان می شد . چگونه این روزها توانسته خود را در هر سوراخی که گیر آورده اند پنهان کنند ؟! که مبادا افتضاحات پیش آمده به حساب ایشان ریخته شود ! به گواه حاضران در المپیک پکن که حضور مدیران سازمان تربیت بدنی چشمگیرتر از مدیران المپیکی و فدراسیون ها بود چطور شده است که آنها بعد از ناکامی در المپیک مسئول نیستند و مدیران کمیته المپیک و فدراسیون ما مسئول این ناکامی شناخته می شوند .
تازه جالب اینجاست . وقتی خبرنگار تلوزیونی خواستار پاسخ گویی می شود علی آبادی اشاره می کند که ما هم می خواهیم بدانیم چرا اینطوری شده است . باید فدراسیون ها و کمیته المیپک پاسخگو باشند . انگار که دوستان سازمان تربیت بدنی هیچ تقصیری ندارند !! تا قبل از المپیک که سازمان تربیت بدنی به بیشتر شدن تعداد ورزشکار های خود می بالید و آن را از افتخارات خود می دانست . هیچ وقت خدا (( به قول فرهاد جعفری )) نشد که یکبار کلمه ی من از دهان مبارک این آقایان خارج نشود . و این من و من کردن ها و این غرورهای بی جا چه زود جواب این دوستان را داد . نمی دانیم چرا سازمان تربیت بدنی جوابیه ای برای دوستان ما در مطبوعات نمی نویسند ؟! چرا روابط عمومی سازمان تربیت و بدنی که مطبوعات را متهم به دروغ می کرد ؛ الان خاموشی اختیار کرده است ؟ سوالات بسیار زیادی وجود دارد که پاسخ دادن به هر کدامشان فقط از عهده ی مسئول اول ورزش این مملکت بر می آید . که خود را ملزم به پاسخگویی نمی دانند .
حکایت رسانه های ورزشی اعم از تلوزیون و مطبوعات و... هم جالب است که البته این سخن به دوستانی که حق مطلب را ادا کردند بر نمی گردد . بلکه سخن با دوستانی هست که خودشان را به یک جای دیگر زدند . یا شایدم واقعا چیز دیگری نمی بینند . دوستان ما انگار فراموش کردند که مسئول اول ورزش چه کسی بوده و هست ؟! انگار دوستان ما در حوزه ورزش عادت دارند به آدم های کوچیکتری مثل یزدانی خرم و افشارزاده و... گیر بدهند . اصلا به روی خودشان هم نیاوردند که آقای علی آبادی هم یه کاره ای توی این مملکت هستند . آقای علی آبادی و مدیران سازمان هم که از چنین رویه ای استقبال می کنند که کسی تیغ انتقادات را به سمت آنها پیش نبرند . اینجاست که آدم یاد طنز فوق العاده مهران مدیری و پیمان قاسم خانی در مجموعه پاورچین می افتد . آنجایی که داود ((جواد رضویان )) می گوید : تو چه کاره بیدی ؟!
این مدال برنز که خبر خوشحال کننده ای برای مردمی که در انتظار یک مدال بودند هست اما این خبر بیشتر برای مدیران سازمان خوشحال کننده تر است . به طوری که آنها این روزها بسیار روزهای سختی را گذرونده بودند . یک لحظه از انتقاد های سرسام آور از سوی جراید آرامش نداشتند . به طوری مجلس هم علی آبادی رئیس سازمان تربیت بدنی را احضار کرده بود و خواستار توضیح شده بود . حتی زمزمه ها مبنی بر برکناری علی آبادی شنیده می شد . به هر حال ما ایرانی ها همیشه یاد گرفتیم فراموش کاره خوبی باشیم . به هر حال فعلا که ذوق زده این اولین مدال برنز هستیم و چیزی خاصی هم نمی توانیم بگوییم . باید منتظر مدال های دیگر از سوی رشته کشتی باشیم . رشته ای که همیشه برای مدیران سازمان تربیت بدنی خوش یمن بوده است !!
این بار خبر شوکه آور به ورزش و آن هم در وزنه برداری خلاصه می شود . خبری که مثل برق با سرعت و تمام کمال به گوش همه ایرانیان رسید . خبر اینچنین بود که حسین رضازاده به دلیل مشکل بدنی باید از دنیای ورزش خداحافظی کند . آن هم در آستانه المپیک که همه در انتظار طلای دیگری از او بودند . این خبر را برای هر کسی می خواندی با واژه آشنایی همانند (( نه بابا ـ جدی می گی ؟ )) روبرو می شدیم و باشنیدن چنین واژه هایی پی می بردیم که این دوستان هم شگفت زده می شدند . ما ایرانی ها که زیاد در دنیای شگفتی ها به سر می بریم دیگر کمتر با خبرهای شگفت انگیز حیرت زده می شویم . حالا چه شده است که بار دیگر مردم حیرت زده و مات زده به چشمان همدیگر خیره می شوند ؟
درسته ؛ برایمان سخت است که دیگر شاهد درخشش حسین رضازاده نباشیم. عادت بدی کردیم و از آن گذشتن هم سخت است . تا بخواهیم این عادت را ترک بکنیم . عمرمان تمام شده است و قهرمان دیگری همانند رضازاده نخواهیم دید و اگر هم ببینیم که در دنیای دیگری شاهد آن خواهیم بود که تازه در آن دنیا قهرمانان دیگری خواهیم دید که در این دنیا شبیه قهرمان نبودند ! داشتیم از رضازاده سخن می گفتیم که به کجاها پرت شدیم !!
رضازاده در این اواخر به قول دوستان مشکوک می زد . طوری رفتار می کرد که با آن حسین رضازاده دوست داشتنی و همیشگی شباهتی نداشت . حضور در تبلیغات ماهواره ای و دیگر تبلیغات ضد فرهنگی ؛ حرفهای چاپلوسانه در مورد آدمهای مسئول حکومتی و بوسیدن دستان آدمهایی که ما دل خوشی از آنها نداریم و رفتارها و گفتارهایی که نشان از یک غرور در حسین رضازاده می داد . همه اینها را باهم جمع کنید جوابش کاسته شدن محبوبیت می شود !!
اما با همه اینها همچنان محبوب است . همچنان او یک تپلی خوشمزه به حساب می آید . این چیزایی که به آن اشاره کردم برای مردم دلیلی بر فراموش کردن تکان دادن های بامزه رضازاده در مواقعی که وزنه را بالا می برد نیست ! دلیلی بر فراموش کردن یا ابالفضل گفتن او نیست و مهم تر از همه قهرمانی های او و بالا بردن پرچم ایران هیچ وقت فراموش شدنی نیست .
گیرم که چاپلوسه ! گیرم که غرور دارد . گیرم که رقص های او در تمرین تیم وزنه برداری با یا ابالفضل گفتنش در تضاده ! آیا دلیلی برای فراموش کردن آن خاطرات خوش است ؟ حتما نیست ٬ به راستی که یا ابالفضل گفتنش دوست داشتنی بود و به دل آدم می چسبید . چقدر زود به خط پایان رسید و چقدر هم زود گذشت !! یک قهرمان عمرش تمام شد !! قهرمان بعدی کیست ؟ من یا شما ؟
اضافه کاری : سه تا کتاب خریدم که فعلا با کتاب احمد غلامی نویسنده اصلاح طلب شروع کردم !
فوتبال ایران با حاشیه هایش زنده است . افشین قطبی نمی تواند در پرسپولیس با حاشیه ها کنار بیاید . پارسال اگر در پرسپولیس دوام آورد به خاطر داشتن یک مدیر قوی و سالمی همچون حبیب کاشانی بود . نه آدمی مثل داریوش مصطفوی که عدم صلاحیت مدیریتی اش سالهاست که برهمه ثابت شده است . کار کردن با مصطفوی خیلی سخت است . مدیری که تنها افتخارش این است که مدیر فوتبالی است .
ای کاش افشین قطبی در همان دبی کار می کرد . ای کاش قطبی وسوسه قیمت نجومی پرسپولیس نمی شد . با بازگشت افشین قطبی خیلی از مسائل ممکن است مورد بازنگری قرار گیرد . مسائلی چون محبوبیت و شخصیت و صداقت و خیلی از رفتارهای مثبتی که افشین قطبی آن را دارد ممکن است جایش را به یک مسائل منفی بدهد . چون ایران و خصوصا فوتبال ایران شخصیت افراد را مورد بازیچه خودش قرار می دهد . سابقه نشان داده است که فوتبال ایران آدمهای خوب را از کوه به پایین پرتاب می کنند . آنها را از اینی که هستند بدتر می کنند . آقای قطبی دوباره به شما خوش آمد می گوییم . و آرزو می کنیم که زیاد بدبخت و بیچاره نشوید ! فقط یه ذره !
این روزها ؛ روزهای توأم با کنکوری و فوتبالی به شمار می آید . البته این به یک عادت تبدیل شده که این روزهای بهاری و تابستانی با هم انس بگیرند . سالهاست که کنکوری ها بر سر دیدن فوتبال اروپایی و مسابقات جام جهانی در خردادماه یا تیرماه با والدینشان کشمکش دارند . اما لذت و وسوسه شیطانی دیدن این مسابقات بسیاری از کنکوری ها را برای ساعتی از درس خواندن خارج می سازند . اما چیزی که نگارنده را به سوی نوشتن سوق داده است بازی جذاب و حساس امشب روسیه و اسپانیاست که حواس افراد جامعه را از دنیای سیاست و اقتصاد و اجتماع این مملکت پرت کرده است !!
امشب هم باید درس خواندن را رها کنیم و به دنبال فوتبالی برویم که هر چند سال یکبار این موقعیت پیش می آید . ظاهرا خودم را لو دادم . بله من هم کنکوری ام ! اما کنکوری با تب فوتبال ! با تب هیجان فوتبالی که منتظر است بار دیگر گاس هیدینگ شگفتی دیگری را خلق کند . امشب هم باید دو ساعت از وقتم را در اختیار فوتبال و مربی مورد علاقه ام گاس هیدینگ قرار بدهم . حتی اگر این وقت هدر دادن تاوان بدی داشته باشد . تاوانی بدتر از اینکه در دانشگاه سراسری قبول نشوم . آری قبول نشدن ته دنیا نیست ( شعاری کاملا بی مزه در رسانه ملی!! )
ندیدن تیم فوتبال گاس هیدینگ حیف است . آیا امشب گاس هیدینگ به همراه پدیده تیمش آرشاوین می تواند شگفتی دیگری را خلق کند ؟! شگفتی ای که با دیگر شگفتی های گاس هیدینگ تمایز اساسی دارد . همان طور که شگفتی من هم در آزمون کنکور با دیگر آزمون ها تمایز اساسی دارد . این بار گاس هیدینگ شگفتی ای خلق می کند نه با سیستم دفاعی و خسته کننده ! راستی من هم چقدر خسته ام از کنکور !! تیم او دیگر به دنبال اتفاق نیست . همان طور که من هم در کنکور سراسری نباید به دنبال شانس و اتفاق و ده بیست سی چهل کردن ها باشم . تیمش در این مسابقات شجاع و با آرامش بازی می کند . همان طور که من هم باید در آزمون سراسری آرامش داشته باشم . وای چه کنم با این همه استرس ؟!!
تیمش سراپا سرعتی و حمله به سوی حریف بازی می کند . همان طور که من هم باید با سرعت تمام و کمال تست های کنکور را رد کنم . حتی فرمول های خسته کننده ریاضی هم این بار وقت فکر کردن به من را نخواهد داد . لعنت بر یوفا که با این قرعه کشی اش ما را از فینال روسیه رویایی و هلند آرمانی محروم کرد و لعنت بر کنکور و امتحانات که همیشه ما را از لذت کامل دیدن فوتبال محروم می کند. دیدن فوتبالی با لذت اروپایی به همراه استرس و اضطراب کنکوری !! چه شود ..!
بسیاری از نویسندگان اروپایی هنوز بر سر قدرتمند بودن یا نبودن روسیه اختلاف نظر دارند . که امشب همه چیز بر همگان عیان و روشن می شود . همان طور که خیلی ها من را کودن تر این می دانند که دانشگاه سراسری قبول شوم !! راستی چه رویایی می شود قهرمانی تیم گاس هیدینگ و قبولی من در دانشگاه سراسری !
اضافه کاری : جالب است کسی باید از دکتر محمود احمدی نژاد سوال بپرسد که مشاور خود دکتر باشد !!!!
اضافه کاری ۲: التماس دعا داریم .
اضافه کاری ۳ : به همین زودی منتظر پست های روزانه من باشید !