حرف دوم : در هر حال با این خشکی قلم دیشب در برنامه زیبای دو قدم مانده به صبح با اجرای زیبای صالح علاء و اجرای سینمایی فریدون جیرانی و مهمان خوش صحبتش جمشید مشایخی حرفهای جالبی زده است که اگر دیده اید که واقعا خوشا به حالتان و اگر ندیده اید بدانید یه چیزی خیلی مهمی در زندگی از دست داده اید البته اگر علاقه مند به دنیای هنر و سینما باشید ! در این برنامه فریدون جیرانی خواستار این بود که بازخوانی سینمای تاریخ ایران را با جمشید مشایخی انجام بدهد . در این بازخوانی جمشید مشایخی بی پرده سخن گفت . در رسانه جمهوری اسلامی ایران از بهروز وثوقی و فردین با زبان خاص خودش تجلیل کرد و آنها را بزرگترین هنر پیشه های سینمای ایران دانست . هر چند که فریدون جیرانی با زیرک خاص خودش خواست که بحث را زود عوض کند اما جمشید مشایخی بارها بارها اسم این دو عزیز را آورد و آنها را مورد تمجید قرار داد . در یک بخش دیگر جمشید مشایخی در باب ممنوع فعالیت های جریان بعد انقلاب سخن می گفت . ایشان اعلام کردند : افرادی مثل فردین و وثوقی ممنوع الفعالیت شدند اما افراد دیگری که به همین دلایل باید ممنوع الفعالیت می شدند بر سر کار ماندند چرا ؟ چون پارتی داشتند . جیرانی سعی داشت خودش را به یک چهار راه دیگر وصل کند و برنامه را به طور دیگری اداره کند که جمشید مشایخی بار دیگر با لهجه شیرین خاص خودش گفت : لطفا ماست مالی نکنید . به هر حال باید به جمشید مشایخی درود فرستاد که با حرفهایش بار دیگر خودش را اثبات کرد که می شود همیشه حقیقت را گفت .
اضافه کاری : وبلاگ اندیشه هایم حذف شد و دیگر به او دسترسی ندارم . اما گل یاس چقدر بگویم اشتباه کردم و ......
رسانه هایی کار حرفه ای انجام می دهند که :
بر روی گرانی به هیچ عنوان زوم نکنند !
بر روی تورم اصلا و ابدا زوم نکنند !
بر روی سخنرانی های دکتر احمدی نژاد زوم کنند !
بر سخنرانی های عوام فریبانه سید محمد خاتمی اصلا زوم نکنند !
بر کاندیدایی جناب احمدی نژاد در انتخابات ریاست جمهوری زوم کنند !
بر وزیران برکنار شده زوم نکنند !
بر وزیران جدید دولت نهم زوم کنند !
بر نسبت های خویشاوندی وزیران دولت نهم اصلا و ابدا و به هیچ عنوان زوم نکنند ( خیلی خطرناکه )!
در پایان فقط بر روی محمود زوم کن که مافیا را عشقه !
وبلاگ نویس ناراضی
اضافه کاری : یک بازی جالبی در بین وبلاگ نویسان به وجود آمده که ده مورد از دوست داشتنی ترین ها و ده مورد هم از چندش ترین های زندگی بگوییم . ما هم وارد این بازی می شویم :
دوست داشتنی ترین ها: نویسندگی / کتاب / فیلم / موسیقی / فوتبال / پدر و مادرم / برادر خدابیامرزم / یار دبستانی ام (م.ا) / بازی با بچه های دو روزه تا ۱۰ ساله / نوشته های دکتر شریعتی / شخصیت سیاسی دکتر مصدق / شخصیت فرهنگی سید محمد خاتمی / گاس هیدینگ ( مربی هلندی ) / و شعر های سهراب سپهری
چندش ترینها:عشق/ اخبار رسانه ملی / تلفن همراه / آدمهای پر حرف و پول دوست / امیر قله نویی / ترافیک تهران / ( خیلی زیاد بود اما حقیقتا دیگر یادم نمی آید به جاش دوست داشتنی ترین ها را زیاد گفتم !! )
اضافه کاری ۲ : قرنطیه را دیدم اما نمی دانم این فیلم برای خندیدن بود یا گریه ؟!
اضافه کاری ۳ : حیف شد استیل آذین به لیگ برتر صعود نکرد مگه نه ؟!
اضافه کاری ۴ : از این پست به بعد پاسخ کامنت ها داده می شود .
خیلی صحنه وحشتناکی بود . حتی وقتی به یاد آن صحنه می افتم تمام بدنم می لرزد که چرا اینگونه شد . با اینکه هیچ کدام از آدمهای آن ماشین صدمه ای ندیدند اما جیغ های آن پیر زن در ماشین خیلی دلخراش بود . ما که چند متر دور تر از این صحنه بودیم شوکه شدیم چه برسد به این پیر زن که در جلوی ماشین نشسته بود . نمی دانم جیغ های آن زن ادامه پیدا کرده یا نه اما می دانم در شوک بدی فرو رفته بود و امیدوارم این شوک زیاد به آن پیر زن اثر نکرده و ادامه نداشته باشد .
متاسفانه رانندگان تهرانی همیشه با سرعت تمام رانندگی می کنند . خصوصا رانندگان تاکسی ها و مسافر کش ها به طرز وحشتناکی رانندگی می کنند . این وحشتناک رانندگی کردن به دو دلیل بر می گردد یکی اینکه ... دارند و علاقه دارند به دستشویی برسند. یکی اینکه دلشان واقعا خوشه که عشق گاز و سرعت دارند . فقط می توانم بگویم متاسفم و ابراز امیدواری کنم که در هر جای این سرزمین و کره زمین قرار دارید گذرتان به راننده های تهرانی خصوصا تاکسی سواران نخورد که وگرنه تا به حال باید زیر قبرهای بهشت زهرا فرو رفته باشید و اینکه من چگونه هنوز زنده ام خدا می داند !!
اضافه کاری : خواستم تیتر را به طور واضح بنویسم اما ترسیدیم که مبادا با واژه های دل انگیزی از جانب شما روبرو شویم و اینکه یه جورایی مثلا خواستیم ظاهرگری کنیم که ما هم فرهنگی هستیم و فارسی را پاس می داریم !!!
یکی از آن مسائل به خود شخص آقای خاتمی بر می گردد که ما را مأیوس تر از همیشه کرده است . مایی که از دو جریان سیاسی اصلاحات را انتخاب کردیم و نخواستیم اصولگرایان را انتخاب کنیم . چون می دانیم از آرمان های ما دور هستند. نخواستیم مستقل شویم چون می دانیم که در این بازی سیاسی مستقل ها جایی ندارند و یا حداقل به آنها بهایی داده نمی شود . سرانجام اینگونه شد که به اصلاحات روی آوردیم و هر چه از زمان می گذشت بیشتر به اصلاحات علاقه مند می شدیم . به طوری که شیفته اصلاحات شده بودیم . اما اصلاحات یه چیزی کم داشت آن هم عمل نکردن به آن اندیشه ها بود که برهمین اساس دیگر دوم خردادی به وجود نیامد و دیگر کسی اعتمادی به آن نداشت .
حتی اگر هم خواست به اندیشه ها عمل کند دیگران نگذاشتند که آن اندیشه ها از رنگ آرزو به رنگ حقیقت بپیوندد . اما با همه این مشکلات جریان اصلاحات برتر از هر جریان سیاسی بود و هست . اکنون که سیاست دولت فعلی را نظاره گر می شوم بیش از گذشته نسبت به حرفم ایمان می آورم و آن را باور می کنم . در حال بازگو کردن مسائلی در باب خاتمی بودم که در خلال این مسائل موضوعات دیگری مطرح شد . نوشتم که از خاتمی مأیوس شدم چون سید در این روزها آنی نیست که فکرش را می کردیم .
ما رهبر اصلاحات را انتخاب کردیم که شعار اصلاحات همیشه بر مسند کارش باشد . اصلاحاتی را برگزیدیم که گفتمان خوب و قوی دارد و با آن گفتمان فوق العاده اش بسیاری از افراد و کشورها را به خود جلب می کند . اما سید خواست ما را اجابت نکرد آنجایی که باید اعتراض می کرد سکوت را سرلوحه کارش قرار داد . آنجایی که باید ندای جوانان بی گناه را سر می داد صدایی از سید بلند نشد . سید برای ما مشخص نکرد که کدام یار سید محمد خاتمی با صلاحیت تر از اکثریت است ؟
وقتی نگاهی به آدمهای اصلاح طلب می اندازیم هیچ چیزی از آن پیدا نمی کنیم . چیزی قابل توجهی چشمانمان را جلب نمی کند . به قول معروف همه آن آدمهای منسوب به اصلاحات نون خور خاتمی هستند . اگر خاتمی نباشد آنها پوچ هستند و انگار وجود ندارند و فقط از هستی خاتمی سود می برند هیچ وقت نیستی خاتمی برایشان سود آور نیست چون نیستی آن موجب نیستی خودشان می شود . مثل یک ثروت باد آورده سعی در بازی کردن با اسم سید دارند اما مردم هیچ وقت آنها را انتخاب نمی کنند . در انتخابات مجلس با نام یاران خاتمی شرکت کردند و هیچی از آن هدف یافت نشد . و مردم نشان دادند که یاران خاتمی اهمیتی ندارند بلکه این شخص خاتمی است که دارای لذت و جاذبه و اهمیت است .
ما هم بر همین اساس نسبت به اصلاحات و سید محمد خاتمی مأیوس هستیم . چون خاتمی تنهاست . کسی را ندارد . او در اصلاحات غریب است . یار قدرتمندی ندارد . آن دو سه یار قدرتمندی که مانده اند امتحانش را پس دادند و یا آنقدر اعتماد به نفس دارند که سید محمد خاتمی را تنها می گذارند و خودشان تنهایی می خواهند یک رهبر اصلاحات دیگر به وجود بیاورند اما تا به حال با شکست مواجه شدند و اینکه دیگر اعتماد به آنها مثل یک ریسک می ماند .آقای خاتمی نسبت به شما هم مأیوس هستیم . نه فقط به خاطر این مسائلی که ذکر شد بلکه این ها فقط بخشی از آن مسائل است .
سید محمد خاتمی در این اواخر نخواست که راستین باشد و گفتمان قوی خود را نشان بدهد چون خواستن توانستن است حداقل این مثل در باب خاتمی بیش از افراد دیگر صدق می کند . این راستین نبودن بر می گردد به عملکرد رفتاری سید نسبت به انتخابات مجلس و تصور اینکه سید محمد خاتمی سعی در پوشیده نگه داشتن آن اتفاقات داشت خیلی سخت است و غیر قابل تصور . ممکن است این عقاید و تفکر در روش رد صلاحیت ها گریبانگیر سید محمد خاتمی هم بشود و آیا آن زمان هم سید اینگونه واکنش نشان خواهد داد ؟ همچنین گفتمان ضعیف نسبت به مسائلی که اصولگرایان در باب صدور انقلاب به وجود آوردند و این نوع گفتمان توسط سید محمد خاتمی خیلی بعید و دور از انتظار بود . چرا آقای خاتمی نخواست بهتر از این جواب جوسازی های کیهان نشینان را بدهد چرا خیلی زود نسبت به این مسائل خاموش شد ؟! از سید بیش از این ها توقع داریم .
بله آقای خاتمی همه این مسائل دست به دست هم داد که از شما هم مأیوس شویم. وقتی این جوسازی های علیه شما و انصراف غیر علنی شما را از کاندیدایی در ریاست جمهوری را می بینیم و می شنویم مأیوس تر می شویم . دست خودمان هم نیست !!