تبليغاتX
نوشته هایی با طعم حاشیه
آخرین شاهکار مهران مدیری سریال مرد هزار چهره واکنش های زیاد و متفاوتی را برانگیخته است . که این اولین باری نیست مهران مدیری با آثارهای خوب و انتقادی اش عکس العمل های تندی می بیند و آخرین بار هم نخواهد بود . این چیزی است که مهران مدیری را نسبت به بقیه کارگردانان عرصه طنز متمایز می کند و این تمایز باعث شده است که مهران مدیری آثارهای خوبی را به ثمر برساند .

اما بحث امروز که نگارنده قصد مطرح کردنش را دارد واکنش روشنفکران جامعه نسبت به ۲ قسمت حضور مرد هزار چهره در جمع شاعران و روشنفکران است که نگارنده نسبت به این رفتار و بازخورد روشنفکران تعجب می کند . چنین رفتاری از روشنفکران و نویسندگان دور از انتظار بود . تعجب آور این است که جامعه دولتی پزشکان و نیروی انتظامی واکنشی نشان ندادند اما روشنفکران که از خودی ها محسوب می شوند بر مهران مدیری و نویسندگان این سریال می تازند . مهراب قاسمخانی یکی از نویسندگان مرد هزار چهره می گوید : از روشنفکران که خودی هستند انتظار این رفتار را نداشتیم . اما غیر خودی ها انتقاد پذیری بیشتری داشتند . کاملا با مهراب قاسمخانی موافقم که روشنفکران آنطور که باید انتقاد پذیر نبودند .

روشنفکرانی که طاقت انتقاد نداشتند مگر خودشان از مسائل جامعه انتقاد نمی کردند ؟ مگر سیستم یک واحد اجتماعی و یا سیاسی را با نوشته هایشان یا سخنرانی هایشان را زیر سوال نمی برند چطور با این دو قسمت صدایشان در آمده است ؟ انتقاد پذیری روشنفکران به کجا رفته است ؟

جالب اینجاست که در این سریال به خوبی جامعه پزشکان و نیروی انتظامی را زیر سوال می برند و آن را به تمسخر می گیرند اما می بینیم که آنها انتقاد پذیر تر از روشنفکران و نویسندگان جامعه بودند . به نظر می رسد که روشنفکران علاقه مندند که دیگران را زیر سوال ببرند . ولی از آنها هیچ انتقادی نشود . از ناهنجاری هایی که در بین آنها وجود دارد سخنی به میان نیاورند .

روشنفکرانی که بر سر سریال شب های برره از مهران مدیری تقدیر و تمجید می کردند چون به خوبی توانست ضعف های جامعه را به صورت غیر مستقیم بیان کند . آیا روشنفکران تصور نمی کنند که در بین آنها هم ضعف هایی وجود دارد که بسیاری از مردم کوچه و بازار در مورد آن ضعف ها دیالوگ ها رد و بدل می کنند .

مگر روشنفکران یکی از اعضای این جامعه نیستند . و در بین اعضا به طور حتم ضعف هایی وجود دارد که باید به جای سرپوشی به حل آن پرداخت . ای کاش روشنفکران جامعه صبور بودند ای کاش نسبت به این دو قسمت بی تفاوت بودند ای کاش از دست اندرکاران سریال مرد هزار چهره تقدیر می کردند که ناهنجاری های نیروی انتظامی را بیان کرد آن ناهنجاری هایی که نویسندگان و روشنفکران به دنبال مطرح کردن آن در دید وسیع و فراگیر بودند . ظاهرا روشنفکران فقط برای خودشان روشنفکر هستند!!

+ نوشته شده در  شنبه سی و یکم فروردین 1387ساعت 20:17  توسط احسان ولی زاده   | 
غلامحسین الهام سخنگوی دولت در نامه ای به احمدی نژاد اعلام آمادگی کرد که از سه شغل دولتی اش استعفا بدهد . اما کسی که بیشتر از همه بابت رفتن الهام اظهار ناراحتی و نگرانی کرد وبلاگ نویس ناراضی بود . که چگونه می تواند بدون او دوام بیاورد و چگونه می تواند بدون الهام سوژه سازی بکند . وقتی ۹۰ درصد سوژه هایش متعلق به سخنگوی عزیز دل وبلاگ نویس ناراضی بود . یعنی اینکه وبلاگ نویس ناراضی هم خواهد رفت این یعنی اینکه خداحافظ خنده ! خداحافظ سوژه های ناب !

در این راستا وبلاگ نویس ناراضی در طی یک بیانیه ای از همه طنز نویسان و منتقدان خواستار شد که از رفتن الهام جلوگیری به عمل بیاورد و بعد از آن یک نامه ای به نگارش در آمد که به شرح زیر است :

سلام آقای الهام سخنگوی دولت / وزیر دادگستری و.....((از بس مشاغل ها ماشالله زیاد است که از شمارش آن ناتوانیم )) وقتی خبر کناره گیری شما را شنیدیم همزمان در نقاط دیگر بسیاری سکته مغزی و قلبی کردند که چطور شما اینقدر گذشت دارید ؟! آقای الهام ما این گذشت را نخواستیم !! اگر دوست ندارید جوانان بیکار شوند اگر دوست ندارید طنز نویسان نوشته هایشان بی محتوا بشود اگر دوست ندارید مردم بی تفریح بمانند اگر دوست ندارید مردم بخندند همچنان با ما باشیدتا ما هم باشیم . بیمارانی که افسرده هستند چشم انتظار سخنان حرفهای دلنشین و تکذیب های تایید شده شما هستند . نرو که من هم بی تو نمی تونم دوام بیارم نرو عزیزم نرو !!

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1387ساعت 20:12  توسط احسان ولی زاده   | 

شنیدیم که در برخی از محافل سیاسی از نشان دادن مردمی که به دنبال رئیس جمهور می دوند تا نامه شان را به ایشان برسانند اظهار ناراحتی شده است . نگارنده با دوستان در مورد این مسئله موافق است . که واقعا چطور می شود چنین صحنه هایی را نشان بدهند و مردم ایران در تصاویر تلوزیونی کوچک نشان داده شوند . اصلا بحث بر این نیست که این مسئله به دکتر احمدی نژاد بر می گردد یا موارد دیگر ؟ بحث این است که چرا مردم ایران شأن خودشان را پایین می آورند ؟ چرا باید به تمام دنیا نشان داده شود که یک ایرانی به خاطر یک وام  به دنبال دکتر احمدی نژاد با وضعیت نامناسب باشد ؟ ایا این نوع استقبال توسط ایرانی ها و شهرستانی ها مطلوب است یا خیر ؟

دولتمردان ما هم که به هیچ عنوان کاری به این ندارند که شأن ایرانی ها پایین بیاید و فقط درصدد آن هستند که به تمام دنیا نشان بدهند که مردم ایران با دولتمردان و با این نظام موافق هستند . نشان بدهند که مردم رئیس جمهور را دوست دارند . نشان بدهند که رئیس جمهور مردمی و خاکی است ! و با مردم صحبت می کند . اما کسی به این فکر نمی کند که این دویدن ها این از دیوار بالا رفتن و این از رو کول هم رفتن بالا که در تصاویر تلوزیونی نشان داده می شود باعث این می گردد که شخصیت ایرانی ها خدشه دار در دنیا جلوه بکند . آیا این نوع رفتارها در دنیا به عنوان کرامت انسانی نگریسته می شود ؟

صدا و سیمای ایرانی هم با پخش چنین صحنه هایی این نوع فرهنگ استقبال را در بین مردم بیشتر رواج می دهد و با مستند هایی که پخش می کند به یک نوعی پیامهایش را در بین مردم جا می اندازد . به هر حال چه بخواهیم چه نخواهیم صدا و سیما رسانه فراگیر محسوب می شود . همان چیزی که حسادت نویسندگان را ممکن است بر بی انگیزد ! اما با همه این حال صدا و سیمای ایران هم باید وظیفه خودش را به درستی انجام بدهد و از دولتی بودن خارج گردد . تا شاید تغییر در تفکر مردم به وجود بیاید . و اینکه چنین صحنه هایی که بین مردم و دکتر احمدی نژاد به وجود می آید آنچه که شخصیت ایرانی ها را خدشه دار می کند پخش نکند . تا شخصیت ایرانی ها زیر سوال نرود . به هر حال همه چیز از رسانه ملی آغاز می شود و این خبرها و پیامها و تصاویر هاست که در دنیا شکل می گیرد و دنیا هم با این نوع رویکرد رسانه ای واکنش نشان می دهد .

در اتمام این مطلب لازم است ذکر کنم که نگارنده به هیچ عنوان با رفتارهای رئیس جمهور مانند بوسیدن پیشانی پیرمرد روستایی و گپ زدن با یک کودک مشکلی ندارد و بر آن خرده ای وارد نیست . بلکه این نحوه برخورد در استقبال از ایشان است که مورد سوال و انتقاد قرار گرفته است که یک ایرانی را در تصاویری نشان می دهند که نشانی از ایرانی بودن نیست و متاسفانه این را هم به مردم القا می کنند که اگر این برخورد ها را یا این رفتارها از خود نشان بدهید مشت محکمی می زنید به دشمنان و آمریکا !! اما ای دل غافل خبر ندارند که این رویکرد رفتاری مشتی هست بر دهان خودمان !!

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1387ساعت 20:29  توسط احسان ولی زاده   | 
محمد آقازاده  در یک پستی از تلخ نویسی می نویسد از اینکه سوژه های شاد پیدا نمی کند اما تا دلت می خواهد پر از سوژه های تلخ یافت می شود! بله آقای آقازاده اوضاع زندگی تلخ شده است تا بخواهیم زندگی را تجربه کنیم  مشکلات بر سرمان می ریزد و آدم نمی داند با آن      می خواهد چه بکند؟! وقتی اوضاع جامعه را می بینی انگار چشمانت همه سیاهی ها همه     تلخی ها را در بر می گیرد!  تلخی هایی که امان مردم این جامعه را گرفته و سیاهی هایی که فرهنگ مردم را لگد مال کرده است. نمی دانم به عنوان یک ایرانی چه می توانم در مقابل این     ناهنجاری ها انجام بدهم.نمی دانم چگونه می شود حداقل جامعه را از چاله به چاه برگرداند اما مگر می شود در این اوضاعی که قدرتمندان محکم این سرزمین را گرفتند صحبت از تغییرات زد؟

 تا بخواهیم بنویسیم تا بخواهیم از پشت پرده ها سخن بگوییم بر ما می تازند . ما را متهم می کنند ! متهم می کنند به کفر گویی ! متهم می گنند به اینکه چرا در بین مردم نا امیدی ترویج می دهید ؟ اما چه کسانی نا امیدی را در وجود ما انداختند ؟ نا امیدی در مقابل بی هدفی ؟ که این یعنی اوج تنزلی یک جوان ایرانی ! جوان ایرانی که نمی داند در این مملکت چه هدفی را برای خود ترسیم کند ؟ نمی داند بعد از آن همه درس خواندن می تواند کار پیدا کند یا خیر ؟ یا اینکه مثل بقیه به دنبال یک پارتی باشد که شاید بتواند کاری پیدا بکند و با حقوق اندکش بسازد . این است حکایت یک جوان ایرانی ! که در این گرداب گیر افتاده اند . آیا با این اوضاع می توان به سمت شادی ها رفت . آیا می توان خود را فریب داد ؟

وقتی گزارش هایی از فقر در شهرستان ها در جنوب کرمان یا در همین شهر تهران به گوش می رسد دیگر چه اهمیتی دارد که انرژی هسته ای ما در چه مرحله ای قرار گرفته است؟!  وقتی امکانات اولیه را از مردم ما دریغ کردند ! دیگر چه اهمیتی دارد که خبر های خوش هسته ای دولتمردان تکیه کنیم ! اوضاع اقتصادی مملکت روز به روز بدتر می شود . تورم بیش از بیش افزایش می باید قیمت اجناس و خوراکی ها هم روز به روز گران تر می شود . دولت نهم در مقابل این غول اقتصادی ناتوان نشان داده است . در شعارهای اولیه خود باز مانده است . وقتی در یک خانوار ایرانی با سطح مالی ضعیف نمی تواند حتی امکانات اولیه را تهیه کند چه باید بکند؟ آیا این تلخ نیست ؟ آیا با این نوع گرانی های سرسام آور یک کارمند می تواند دوام بیاورد؟ چگونه جوانان ما جرئت این را دارند که حرف از متاهل شدن بزند .

آری زندگی سخت است . و این زندگی سخت تبدیل به زندگی تلخ می شود و وقتی تلخ می شود و دیگر امیدی نیست . آری ما ناامیدی و تلخ زندگی کردن را ترویج نمی دهیم . بلکه این اوضاع جامعه است که ما را وادار به تلخ نوشتن می کند . مگر ما بدمان می آید از زندگی لذت بردن را تجربه کنیم ؟ اما لذت زندگی در این جامعه را در کجا می شود جستجو کرد ؟! اگر نوشته هایم به غیر از طعم حاشیه طعم تلخ دارد. بدانید که زندگی و اوضاع جامعه را به کاممان تلخ کردند ! اما باید زندگی کرد ! باید ساخت ! باید نوشت و دیگران را آگاه کرد . به قول سهراب سپهری که قشنگ می گوید : هم چنان خواهم خواند / هم چنان خواهم راند .

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1387ساعت 20:18  توسط احسان ولی زاده   | 
در رابطه با حادثه انفجار شیراز ضد و نقیض هایی از مسئولین دولتی و مسئولین استان فارس شاهد بودیم . همچنین رسانه ملی (( بخوانید دولتی و حکومتی )) با تاخیر بسیار زیاد بعد از شبکه های انگلیسی و خارجی پخش کرد . نشان داد اخبار فلسطینی ها و جنایت های آمریکایی اولویت اول قرار دارد !! در این راستا وبلاگ نویس ناراضی گفتگو هایی را تهیه کرد و آن را به اختصار به عرض شما می رساند :

۲ ساعت بعد از حادثه :

رسانه ملی فعلا سکوت می کند .

سخنگوی دولت : این دروغ سیزده است . مثل اینکه دچار کم سوژگی شده اید ؟

استاندار فارس : بله؟ خب بفرمایید ؟ (( صدایی شبیه قاچ قاچ و بعد خچ خچ می آمد )) شام در خدمت باشیم ؟ آقاجان چرا شایعه می سازید ؟

منابع رسمی : فردا شب در سیما احمدی نژاد گزارش اقتصادی ارائه می دهد . (( بی ربط ))

۶ ساعت بعد از حادثه :

رسانه ملی همچنان سکوت می کند .

سخنگوی دولت : فکر کردید این بار هم تکذیب هایم را تایید می کنم ؟ به همین خیال باش. بگذار به جلسه مون با فاطمه خانم برسیم !

استاندار فارس : تو حالت خوبه ؟ ما را از خواب بیدار کردی که چی ؟

منابع رسمی : روز یکشنبه در شبکه یک بعد از اخبار بیست یک آقای احمدی نژاد گزارش اقتصادی ارائه می دهد . (( بی ربط ۲ ))

روز بعد حادثه :

رسانه ملی : این حادثه در شهر شیراز رخ داده است و عده کمی جان باختند و مجروح شدند و....... (( کلا رسانه ملی سانسور کرد ! دمش گرم ))

سخنگوی دولت : متاسفم بابت این اتفاق . اینجانب بی اطلاع بودم (( مثل همیشه ))

استاندار فارس : این مصیبت را به همشهری ها تسلیت می گویم . ما از همان ساعت اولیه به کمک مجروحان آمدیم و هم اکنون در حال خدمت گذاری هستیم .

منابع رسمی : حضور احمدی نژاد به دلیل جمع آوری نشدن گزارش اقتصادی در سیما لغو شد !! (( بی ربط چند شد ؟ ))

بعد از تایید حادثه :

مقام اول فارس : این حادثه یک اتفاق بوده است .

مقام دوم فارس : این حادثه را خرابکاران ایجاد کردند .

مقام سوم فارس : کار تروریست هاست .

امام جمعه شیراز : شیراز تروریست ندارد .

وبلاگ نویس ناراضی : اصلا به من و تو چه ؟ بخواهند می گویند نخواهند هم نمی گویند ؟! و من تو این وسط چه کاره ایم ؟ 

                                                                                         تدوین و تهیه شده توسط

                                                                                             وبلاگ نویس ناراضی

اضافه کاری : در همین زمینه در وبلاگهای دیگر بخوانید :

اتفاق یا انفجار بمب؟

انفجار شیراز و اظهارات ضد و نقیض!

بیش از200 كشته و مجروح در انفجار شدید يك حسينيه در شيراز

فیلم انفجارروز شنبه ۲۴/۱/۱۳۸۷ در حسینیه ایی در شیراز.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم فروردین 1387ساعت 18:52  توسط احسان ولی زاده   | 
خانم فاطمه رجبی همسر سخنگوی دولت در آخرین یادداشت خود از مصوبه منع چند شغلی اعضای شورای نگهبان انتقاد کرد و آن را مداخله گری های بدعت گزاری در مجلس هشتم نامیده است . و نمایندگان مجلس را جاده صاف کن بی صلاحیت نامید . عجب روزگار جالبی شده است . در روزگاری که زنان بر همسرانشان می تازند . فاطمه رجبی با این قلم تندش بر مخالفان سخنگوی دولت می تازد و می بینیم که طاقت بیکاری همسر چند شغله اش را ندارد . و این چنین شد که بحث برای دوستان میزگرد شبانه باز شد و این چنین دوستان هم سخن گفتند و این چنین هم ما نوشتیم :

کلوخ انداز : به به ! عجب عیال بامعرفتی ! ای کاش اشی خدابیامرز ما هم اینطوری بود . خوشا به حال آقای الهام با داشتن چنین زنی که مثل رستم پشتش وایساده دیگر غمی ندارد .

آسفالت : به هر حال همسران اصولگرایان این چنین هستند . کلا ذات اصولگرایی یعنی این . اصولگرایی یعنی عدالت ! یعنی که بلد باشد کلمه شجاعت را بنویسند .

ختم : تاسف بار است . ایشان می گوید نوشته هایش دارای حقیقت و عدالت هست اما کاملا مشخص است که براساس منافع خانواده خودشان سخن می گویند .

آسفالت : پاک این اصلاح طلبان این خاتمی پرستان دهان باز کردند و دمشان را دراز کردند . برادر جان چند شغله بودن ربطی به عدالت ندارد . چند بار بگم که اصولگرایی یعنی عدالت یعنی مهرورزی . یعنی اینکه جهان به سوی اصولگرایی هست یعنی همه چیز .

سروش : اما احسان جان من از این همسر سخنگو خوشم آمد . بازم گلی به جمال این !این دوستان نسوان و مونث ما که اصلا احساسات به خرج نمی دهند . یادم باشد نوشته های فاطمه رجبی را ببرم براشون که نشانشان بدهم که عشق یعنی این ! دوست داشتن یعنی این !

کلوخ انداز : پسرجان این حرفها چیه می زنی ؟ دولت نهم حکم ناموس ایشان را دارد .

احسان ولی زاده : واقعا آقای آسفالت شما فکر نمی کنید که این چند شغلگی باعث شود بازدهی کار پایین بیاید ؟

آسفالت : این یک دروغ سیزده است . آنها می خواهند خدمت بکنند مثل اصلاح طلبان نیستند که استبکار ازشون ببارد یا حمایت آمریکایی ها را به دنبال خود داشته باشند !

ختم : فعلا همین شما ها دارید مملکت را به دره می برید .

آسفالت : شما ها تا کی می خواهید از این حرفها بزنید ؟ تا کی می خواهید اغتشاش ایجاد کنید . به قول صفارهرندی ما در مقابل صبر نشان می دهیم و جوابتان را نمی دهیم .

سروش : حالا خون خودتو کثیف نکن . ولی زاده من چند بیت شعر سپید از زبان غلامحسین الهام برای فاطمه رجبی سروده ام ؟

احسان ولی زاده : به به ! جناب سروش خان بفرما !

سروش : فاطمه جان دلم گرفته

از این محمود  ......... از این خبرنگاران بی سر ته .....

از این طنز نویسان که ما را 

چارلی چاپلین می دانند !

دلم گرفته از تو ...

که با این مقاله های قشنگت

آبرویم را پیش این اون بردی !

دلم گرفته از خودم ....

که نمی دانم

تایید کنم یا تکذیب ؟!

دلم گرفته از دیگران ...

می خواهم خدمت بکنم

اما می گویند :

اگر نخواهیم خدمت کنی کی رو باید ببینیم ؟

فاطمه جانم .....

کی رو ببینند بهتره ؟

رفسنجانی رو یا خلع لباس خاتمی ؟

و دیگر هیچ !

کلوخ انداز : به به...

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387ساعت 21:15  توسط احسان ولی زاده   | 
مدتی هست که بحثی در بین نویسندگان و وبلاگ نویسان باب شده  و همچنان هم ادامه دارد . بحث این روزهای قلم به دستان حضور حسین رضازاده قهرمان وزنه برداری به حضور در تبلیغات ماهواره ای شامل می شود . چند وقتی هست که بر حسین رضازاده با این بهانه می تازند و بهانه های رسانه های نوشتاری هم به پهلوانی های اوربط می گردد که چرا حسین رضازاده به عنوان الگوی ایرانی های در تبلیغات ماهواره ای که ضد فرهنگی ایرانی شامل می گردد شرکت کرده است ؟

 اما نگارنده برخلاف اکثریت اعتقاد دارد مشکل از حسین رضازاده نیست بلکه مشکل از ما رسانه های نوشتاری و تصویری هست که آدمهایی را که در یک مقطعی به موفقیتی دست می یابند بزرگ می کنیم و در جهت الگوی ایرانی در جامعه پرورش می دهیم اما هیچ وقت از این زاویه به این مسائل نگاه نمی کنیم که آدمهایی که شهرت دارند مثل بقیه از مردم هستند و با باور غلط اعتقاد داریم که آنها دیگر در اختیار خودشان نیستند . این اعتقاد از چه منشایی سرچشمه می گیرد ؟ چرا می خواهیم با این روند و شیوه سرخوردگی هایی در جامعه به وجود بیاوریم ؟ در جامعه ما بسیاری از نوجوانان و جوانانی وجود دارند که تحت تاثیر شهرت های آدمهای مختلف هستند و با توجه به اینکه و رسانه های نوشتاری ما آن آدم مشهور را بالا می برند اما وقتی این آدم مشهور بعد از مدتی از بالا به پایین پرتاب می شود و در جامعه و بین علاقه مندانش سرخوردگی هایی به وجود می آورد و بسیاری از افراد جامعه ((اعم نوجوان و جوانان )) دچار افسردگی هایی می شوند چون آدم مشهور آنی نبود که تصور می کردند و این چنین می شود که خود به خود ناهنجاری هایی در سطح جامعه به وجود می آورد .

حسین رضازاده در رابطه با حضورش در تبلیغات به در آمد کمی که دارد اکتفا می کند و همچنین رضازاده اضافه می کند که در اخرین سالهای ورزشی قرار دارد و دغدغه های معیشتی حسین رضازاده دلیل حضورش در تبلیغات ماهواره ای شده است . کاملا دلیل منطقی هست و همان طور که بسیاری از ورزشکاران و هنرپیشه ها در تبلیغات رنگارنگ شرکت می کنند رضازاده هم این اختیار را دارد که به در آمدزایی فکر کند . همان طور که گفتم مشکل از رضازاده نیست مشکل از رسانه های نوشتاری و تصویری هست که این فرهنگ غلط را در بین مردم جا انداختند. بسیاری با انتقاد بر اینکه چرا رضازاده با توجه به قهرمانی و پهلوانی اش و این باورهای مذهبی دارد در این تبلیغات شرکت کرده است ؟

 این انتقاد مشخص است که براساس یک باور اشتباه صورت می گیرد . آیا در مذهب و دین آمده است که حسین رضازاده به فکر درآمد زایی نباشد ؟ مگر شهرت رضازاده تا چه زمانی هست ؟ تا سالهای دیگر که حسین رضازاده از دنیای ورزش خداحافظی بکند مطمئن باشید قهرمانی هایش را هم از یاد خواهیم برد . به عبارتی دیگر قهرمانی را باد می برد و رضازاده می ماند با دغدغه های معیشتی خانواده اش . بسیاری حسین رضازاده را با تختی مقایسه می کنند که این از شاهکارهای ژورنالیست ها و نویسندگان ایرانی هست که همیشه برای تخریب آن شخص او را با دیگری مقایسه می کنند . این سوال برایم پیش می آید که آیا به تختی قبل از مرگش لقب پهلوانی داده بودیم ؟ مگر غیر از این است که تختی را بعد از مرگش  بیشتر بزرگش کردیم ؟ تا قبل از مرگ تختی فقط یک قهرمان کشتی بود اما بعد از مرگ بود که تختی شد جهان پهلوان تختی !

امیدوارم این نوع نوشته ها و این نوع طرز تفکر کنار بگذاریم . بی جهت قهرمان های عرصه مختلف (( چه در  ورزش چه در  سینما چه در سیاست و..... )) را بزرگ نکنیم . نگذاریم زمانی برسد که این بزرگ کردن ها این محبوب کردن ها روزی را به ثمر بیاورد که در جامعه تاوان بدی بدهیم . این شرایط را فراهم نکنیم که با این نوع نوشته ها و این نوع تعریف کردن ها نوجوان و جوان ایرانی را سرخورده کنیم و آن را فریب بدهیم و تا آخر جوانیش خود را در رویای قهرمانش ببیند . سهراب سپهری چه خوب گفته است : چشم ها را باید شست جور دیگر باید دید .

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم فروردین 1387ساعت 20:31  توسط احسان ولی زاده   | 
پرسپولیس و استقلال در یک نتیجه باور نکردنی و مشابه بازی را به تیم های استقلال اهواز و پگاه گیلان با نتیجه ۴ بر ۱ واگذار کردند . آنچه که در این بازی پرسپولیس مشهود بود بی انگیزگی و بازی نکردن بازیکنان پرسپولیس بود . فراموش نکنیم که پرسپولیس در بازی های گذشته وقتی با ۳ گل عقب بود بازی را می برد و یا به تساوی می کشاند یا حتی بازی را اذعان خود می کرد آنچه که در این بازی مشاهده نشد . بازیکنان در زمین میدان به طور مشهودی نشان دادند که نمی خواهند بازی کنند ! انگار به دنبال یک تصمیمی بودند و انگار آنها دوست داشتند تیمشان دچار تحول بشود .

بسیاری از پرسپولیسی ها رابطه خوبی با قطبی نداشتند و این هم در طول فصل کاملا مشخص بود . زمانی که مرزبان مربی پرسپولیس از کادر فنی خارج شد و توسط مدیر عامل اصولگرای این باشگاه به کادر مدیریتی اضافه شد بسیاری از بازیکنان ناراحت شدند و از این تصمیم ناراضی بودند . مرزبان برخلاف قطبی به خوبی توانست با بچه ها رابطه خوبی برقرار کند . و به قول روزنامه های زرد ورزشی یکسری از بازیکنان که شامل بازیکنان بسیار مشهور (( به جز کریم باقری )) می شوند خواستند که قطبی را از دور خارج کنند . دوباره مرزبان به زمین تمرین های این تیم بازگردد .

زود یا دیر حکم اخراج قطبی توسط مدیرعامل اصولگرای این باشگاه صادر می شود . شاید حبیب کاشانی فقط درصدد آن باشد که چگونه نامه اخراج را بنویسد . خصوصا کاشانی که رابطه خوبی با قطبی برقرار کرده است اما خب این حکم اخراج توسط کاشانی نیست بلکه توسط بازیکنان این تیم هست که به قول معروف یک باندی را تشکیل دادند که قطبی را اخراج کنند و استیلی و مرزبان را همه کاره پرسپولیس شوند . شاید شما مخاطبان نگارنده را به بدبینی متهم کنید اما گل هایی که پرسپولیس خورد را نگاه کنید و آنها را در کنار اخبار حاشیه ای این تیم قرار بگذارید و....... فقط می توانم در اتمام این مطلب بگویم که حیف است افشین قطبی از ایران برود حیف ....و اینجا ایران است و باندها و مافیای مخصوص خودش !!

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم فروردین 1387ساعت 20:49  توسط احسان ولی زاده   | 
هنگامی که دیشب در اخبار ۲۰:۳۰ کامران نجف زاده در خبرهای ویژه اش از الهام سخن می گفت . اطلاع داد که سخنگوی دولت غلامحسین الهام در باب شایعات تغییرات کابینه تغییر موضع داده و گفته که من روز یکشنبه بی اطلاع بودم . سخنگوی دولت در روز یکشنبه در کنفرانس مطبوعاتی نسبت به خبر تغییرات کابینه واکنش نشان داد و گفت : دروغ سیزده است . اما ظاهرا این دروغ سیزده چند روز بیشتر طول نکشیده است و سخنگوی دولت با این اظهار نظر رسانه های گروهی و محافل عمومی را با اخبار غیر واقعی اش سردرگم کرده است .

خبر جدیدی نیست . از زمانی که غلامحسین الهام به عنوان سخنگوی دولت انتخاب شد از این گاف ها زیاد داده است . گاف هایی که محصول آن سوژه شدن سخنگوی دولت در نزد طنز نویسان هست . و همچنان هم به این نوع روش کاری ادامه می دهد . البته زیاد توقعی نمی توان نسبت به سخنگوی دولت داشت به هر حال مرد چند شغله دولت نهم به اندازه کافی سرش شلوغ است و آنقدرها هم وقت ندارد که اطلاعاتی نسبت به عملکرد و رویکرد دولت نهم دست پیدا کند ! آن پسرکی که فقط برای چند ثانیه از جلوی خیابان پاستور و دفتر ریاست جمهوری رد می شود نسبت به سخنگوی دولت اطلاعات بیشتری دارد !

اما آیا این سخنگویی در نظر دکتر احمدی نژاد مطلوب هست ؟ در همه جای دنیا سخنگوی دولت ها به عنوان منبعی قابل اطمینان مطرح می شوند و رسانه های خارجی با مطالبی که سخنگوی دولت ها ذکر می کنند تحلیل درستی از اخبار کشورشان و دولتشان را در روزنامه ها و رسانه هایشان به نگارش در می آورند . اما در ایران اینطور نیست . به هیچ عنوان نمی توان به حرفها و سخنان سخنگوی دولت اطمینان کرد . به هیچ عنوان سخنان سخنگوی دولت منبع خوبی برای خبر تهیه کردن نیست . انگار این خدمت گذاری های چند شغله جناب الهام باعث شده است که نسبت به شغل سخنگویی اش بی اعتنا باشد و اینچنین گاف هایی را جلوی خبرنگاران بدهد!

آیا این نوع رفتارها از جناب سخنگوی دولت که نسبت به اخبارهای مختلف اطلاع درستی ارائه نمی کند و همیشه ضد و نقیض اطلاعات می دهد درست هست ؟ آیا سخنگوی دولت نباید احترامی را نسبت به خبرنگاران و جراید قائل شود که وقتی به سر جلسه کنفرانس مطبوعاتی می آید با دستان پر بیاید ؟ یا نسبت به دولت و همفکرانش اطلاعاتی داشته باشد ؟ آيا سخنگوی دولت نهم جناب الهام این تصور در خودشان به وجود نمی آيد که این نوع اطلاع رسانی حتی نسبت به مردم هم توهین تلقی می شود ؟ از جناب دکتر احمدی نژاد انتظار می رود که واکنش هایی نسبت به این نوع رویکرد رفتاری نشان بدهد . همان طور که خیلی زود نسبت به وزیران تجدید نظر می کند نسبت به سخنگوی دولت و شخص آقای الهام هم همین رفتار را داشته باشد !

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم فروردین 1387ساعت 8:5  توسط احسان ولی زاده   | 
دیروز در سریال بسیار ضعیف آرزوهای شیرین که از شبکه یک پخش می شود شاهد یک دیالوگ نژاد پرستانه بودیم . در جایی از فیلم یکی از شخصیت های زن فیلم می گوید :.......... باشد اما رقیبش سیاه پوست نباشد؟!! این دیالوگ کاملا نشان می داد که سیاهپوستان را تحقیر می کند آن هم در جایی که وقتی صدا و سیما اخباری در باب نژاد پرستانه می بیند برای آن هم تاسف می خورد . صدا و سیمای جمهوری اسلامی باید حتی در مورد بی اهمیت ترین فیلم ها دقت و توجه بیشتری داشته باشد آن هم به واسطه بینندگان زیادی که دارد ! این صحنه و این دیالوگ از این فیلم نشان می دهد مسئولین صدا و سیما آن را سرسری رد کردند .

آن هم از شبکه یک شبکه ای که ملی محسوب می شود . که سر تاسر ایران حتی شهر های بسیار دور افتاده پخش می گردد . آیا دوستان مسئول صدا و سیما نمی دانند که در جنوب ایران سیاه پوستانی هم وجود دارد ؟ آیا این نوع دیالوگ در این سریال ضعیف توهین و تحقیر نسبت به خود مردم ما نیست ؟ تولید کنندگان فیلم آرزوهای شیرین حتما باید به هر بهانه ای مردم را بخندانند ؟ آیا سواد کارگردان فیلم در این حد نیست که ببیند دنیا مشغول این است که این تحقیر و تمسخر و رفتارهای نژاد پرستانه نسبت به سیاهپوستان پایان بپذیرد ؟ اما یک کارگردان ایرانی فقط به بهانه یک خنده چند ثانیه ای سیاهپوستان را به تمسخر بگیرد ؟ به امید اینکه با این مسئله برخورد شود !

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم فروردین 1387ساعت 7:40  توسط احسان ولی زاده   | 
بله تیتر را درست خواندید . آقای رحیم مشایی معاون محمود احمدی نژاد و رئیس سازمان گردشگری میراث فرهنگی و صنایع دستی در وعده جدیدی اعلام کرد که : با تدابیری بی مانند سازمان متبوعش تا ۱۰ سال دیگر  ایران هر سال شاهد حضور بیست میلیونی توریست خارجی خواهد بود . واقعا اگر اینطور که آقای مشایی می گویند باشد باید دستان مبارک ایشان را ببوسیم اما وقتی ناخود آگاه در مقابل این خبر عملکرد ایشان در این سه سال از جلوی چشمانمان رد می شود مقداری نا امید می شویم . و من نمی دانم در مقابل این نا امیدی چه کنم ؟ حتی این نا امیدی بین دوستان ما در میزگرد شبانه بازتابی داشت و اینچنین اراجیفی را تحویل ما دادند که به شرح زیر می خوانید :

آسفالت : تو که ولی جان همیشه نسبت به دولت نهم نا امید تشریف داری و با همین نا امیدی می خواهی همین خیل اندکی از مخاطبانی که داری را منحرف کنی و آنها را در ارزشها و باورها و هنجارهای دولت نهم محروم بکنی .

کلوخ انداز : به هر حال ولی جان نا امیدی چیز خوبی نیست اگر بخواهی به همین نا امیدی ات ادامه بدی درست می شوی مثل صادق هدایت و یک قلم به دست می گیری و از نا امیدی و یاس نسبت به سیاستمداران خواهید نوشت و یک بوف کور سیاسی و نه عشقی به وجود خواهید آورد .

ختم : من که با ولی موافقم . من هر بار اسم رحیم مشایی را می شنوم به یاد سد سیوند می افتم . عجب جریاناتی داشت !!

آسفالت : متاسفانه این اصلاح طلبان چون بار دیگر از قدرت بازماندند این سخنان را می گویند که اندکی خودشان را خالی بکنند .

ولی زاده : دوستان لطفا از کل کل های حزبی دور بشوید و به اصل مطلب اشاره بکنید و اصلا این وعده به تحقق می بخشد یا خیر ؟

کلوخ انداز : پسر جان حرفها می زنی ها کدام مسئول به وعده ها و شعارهایش عمل کرده که این بنده خدا دومی اش باشد ؟

سروش : مشکل مردم ما اینه که زود وعده ها و شعار ها را باور می کنند اما بعد که می بینند خبری نیست باز هم هیچ کاری نمی توانند بکنند . مثل ما پسرا برای اینکه بتوانیم دختران را مجذوب کنیم یا به قول معروف اصطلاحی که ما در بین بچه ها استفاده می کنیم مخ زنی کنیم از کادو و هدایا و کلمات محبت آمیز استفاده می کنیم اما وقتی می بینیم رفتاری که ما انتظار داریم به تحقق نپیوسته و ما هم نمی توانیم کاری بکنیم . چون اگر کاری بکنیم هم جد و آباد دختران باخبر می شوند هم جد و آباد ما !

آسفالت : ولی جان لطفا شخصیت سروش را حذف کن چون حرفهای این جوون مبتذله حیفه که در وبلاگ آورده شود و ذهن مردم را به انحرافات بکشاند .

سروش : حرف از دل که بر آید بر دل مسئول نمی شیند !

آسفالت : اینو داشته باش با ضرب المثل گفتنش !!

ولی زاده : آقایون پاک بحث اصلی را فراموش کردین ؟!

کلوخ انداز : ای بابا پسر جان تو هنوز فرق شعار با واقعیت را نفهمیدی ؟

ختم : والا ترکیه با این حجم توسعه و تبلیغاتی که دارد این مقدار توریست ندارد چه برسد به ما ؟

کلوخ انداز : وقتی برادر جان مدیران و قوانین در کشور ما به ثانیه تغییر پیدا می کند چطور می توان با این بی ثباتی توقعات زیادی داشت ؟

ختم : البته اگر جن های خارجی و همچنین دشمنان خیالی خارجی دولت نهم را جمع کنیم شاید بشود بیست میلیون شایدم نه !

                                                                         تهیه و تدوین توسط دوستان میزگرد شبانه

                                                                                                 با مشارکت  

                                                                                              احسان ولی زاده

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم فروردین 1387ساعت 12:49  توسط احسان ولی زاده   | 
میزگرد شبانه

دولت نهم هم برای خودش حکایتی دارد که بسی دل آدمیان را می چرخاند و نمی داند با آن گریه بکند یا خنده ای کند تاسف بار . در بهار به این خواب آوری به نزد دوستان میزگرد شبانه به همراه آجیل و چای و قلیان آزاده (( بالاخره آزاد شده یا نه ؟ )) رفتیم که اراجیف گویی هایشان را به گوش جان بسپاریم . و آن را به نگارش در بیاوریم .

کلوخ انداز : به به . چه عجب یادی از فقیر فقرا کردی ؟ خوبه که یادت مانده هنوز ما هستیم !

آسفالت : این همه چرخیدی نوع نوشتن را از این باد به اون باد بردی اما آخرش آمدی پیش ما و دیدی که قصه بدون ما شاید ادامه داشته باشد اما زندگی بدون ما خیر !

سروش : من به هیچ عنوان خوشحال نیستم که این میزگرد شبانه به راه افتاده . چون میزگرد شبانه به هیچ عنوان به درد دل ما نمی رسد و گیر سه پیچی داده به احزاب و از این حرفها . اصلا نمی دانند که ما و نسوان هم دلی داریم دردی داریم .

ختم : ما ولی جان از تو انتظار داریم . ما اصلاح طلبان که تریبونی نداریم همه تریبون ها را از ما گرفتند ما ماندیم و سه تا روزنامه و بدون هیچ اعتراضی . تا بخواهیم فریاد صدای مردم را سر بدهیم بهمان انگ دشمن و آمریکایی دوست می زنند . باش که ما هم باشیم !

ولی زاده : سپاسگذارم از لطف دوستان . اما بحث اولین جلسه در سال ۸۷ در باب دولت نهم می باشد . شاهد رفتارهای عجیب و غریبی از دوستان هستیم .

آسفالت : اومدیمو نسازیم . مثل اینکه بهت خندیدم پرو شدی ؟ کدام عجیب غریبی برادر من ؟ چرا شما می خواهید رفتار و منش بهترین دولت انقلاب را با جو سازی خراب کنید ؟ دولتی که به این راحتی مشکلات مردم را حل می کند !

ختم : حتما تورم و گرانی و جو بد خارجی و مشکلات دیگر نشانه حل مشکلات توسط دولت نهم محسوب می شود ؟!

آسفالت : شما ها هنوز رویتان کم نشده ؟ در انتخابات شکست خوردید باز هم دمتان را دراز می کنید ؟

ختم : انتخاباتی که با رد صلاحیت اکثریت اصلاح طلبان وارد فضای بدون رقابتی شده بود پیروزی و شکستی وجود خارجی یا داخلی نخواهد داشت .

آسفالت : اون از آن حرفهاست . مشخصه که هنوز از درک انقلابی به دور هستید . بیایید از این استکبار بیرون که ملت همیشه نشان دادند با ملت خواهند ماند و خواهند..... (( سانسور شد ))

ختم : حرفهایتان کاملا تکراری است . هر وقت با منطق سخن می گویم با بی منطقی جواب می دهید .

کلوخ انداز : خب ختم جان دوره زمونه عوض شده . دیگر در مملکت ما منطقی وجود ندارد . در مملکت ما مصلحت بر هر چیزی برتری دارد . اگر مصلحت باشد ....

ولی زاده : آقای کلوخ انداز لطفا وارد خط قرمز نشوید ! ما هنوز جوانیم !

کلوخ انداز : مگر من چند سالمه پسر جون ؟ مگر من جانم را از سر راه آوردم با این جو و شرایط وارد خط قرمز بشوم ؟ نه جانم از این خبرها نیست .

ولی زاده : مرسی . خبری که در روزنامه و سایت های اصولگرایا مبنی بر کناره گیری وزیر اقتصاد منتشر شد توسط غلامحسین الهام سخنگوی اصولگرای دولت به دروغ سیزده تشبیه شده ؟؟

آسفالت : به به ! بنازم به این سخنگوی دولت ! که مظهر حاضر جوابی و قانع گویی ( واژه جدید) می باشد !

ختم : خوب است که خودتان خبرهای خودتان را تکذیب می کنید جالب است واقعا چیزهای جالبی می بینیم .

کلوخ انداز :  مملکت ما معدن همه چیزهای جالب و شگفتی ست . و نباید با این موارد و خبرها شک کنیم . به هر حال دولت مهروز هم یکی دیگر از شگفتی ها قرن محسوب می شود مگر نشنیدید که جهان به سوی احمدی نژادی شدن است !!

ولی زاده : مثل اینکه ضمیر چاپلوسی دوباره به راه افتاده ؟!

سروش : خداوکیلی احسان ضمیر چاپلوسی در مملکت ما خیلی کاربرد دارد . هر وقت من با یکی از مونث ها یا نسوان گیر افتادم با استفاده از همین ضمیر خودم را خلاص کردم .

ولی زاده : عجب ! این ضمیر در همه دنیا مرسوم است اما اینجا بیشتره !

سروش : راستی احسان دیدی که در زمان انتخابات صدا و سیما به راحتی قیافه های زنان بدحجاب را پخش می کرد مثلا می خواستند بگن که این ها هم در انتخابات شرکت می کنند من هم به خاطر همین زنان بدحجاب که با آفتابه سردار رادان زمانی رویایی داشتند رفتم رای دادم !!

کلوخ انداز : ظاهرا طبق فتوای صدا و سیما ظاهر بدحجاب زنان در زمان انتخابات حرام نیست . و اشکال شرعی ندارد .

ختم : اما بعد از انتخابات حرام است !!

کلوخ انداز : کاملا !!

ولی زاده : اینگونه رفتارها خیلی وقته در صدا و سیما تکراری شده است و مثل همیشه تاسف باره !

آسفالت : بنده هم برای شما تاسف می خورم . خدایا به من که درک انقلابی عطا کردی به این دوستان هم عطا کن !

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم فروردین 1387ساعت 12:40  توسط احسان ولی زاده   | 
برای شروع این وبلاگ با ۴ سوژه و ۴ یادداشت کوتاه شروع می کنم:

یکم : مهران مدیری در شبهای عید سوژه تلوزیون بود هرچند که کار جدید مهران مدیری کاری خوش ساخت و خوبی بود اما از نظر کیفیت طنز نمره خوبی نگرفت و نگارنده اعتقاد دارد مشکل از فیلم نامه بود که نتوانست دیالوگ های طنز و موقعیت های طنز خوبی را برای بیننده به ارمغان بیاورد . در کارهای قبلی مهران مدیری نویسنده ها نسبت به کارگردانی برتری محسوس داشتند اما این بار مهران مدیری گوی سبقت را از پیمان قاسمخانی برد . این نوشته های ضعیف از پیمان قاسمخانی بسیار بعید بود .

دوم : دیروز بازی پرسپولیس و استقلال بود که بازی خواب آوری را از جانب هر دو تیم شاهد بودیم و به طوری که پشیمان شدم  از اینکه وقتم را در اختیار این بازی گذاشته ام . خیلی وقته که یک بازی خوب ایرانی از هیچ کدام از تیم های ایرانی نمی بینیم . زمانی که برنامه خاطرات فوتبال را می دیدم پوزخندی می زدم به بازیکنان حال حاضر که انگار در پارک ملت راه می روند .و میلیون ها تومان بیت المال را به هدر می دهند که فقط مقداری برای ما ژست بگیرند .

سوم : این روزها در سینمای ایران فیلم های خوبی به اکران در آمده است که می تواند هر نوع مخاطبی را به بازار بکشاند . سینمای ما به دنبال همین موقعیت هاست که فیلم های با تنوع به اکران در بیاید . فیلم جنجالی دایره زنگی یکی از آن فیلم هاست . آنهایی که این فیلم را دیدند می گویند فیلم بسیار خوبی در زمینه طنز بود . مخصوصا وقتی می بینیم که فیلم نامه از فرهادی هست برای دیدن این فیلم بیشتر وسوسه تر می شویم . فیلم دیگر اکران شده فیلم تجاری مجنون لیلی ساخته قاسم جعفری که از تلوزیون به سینما مهاجرت کرده است و با دو فیلم ضعیف قبلی اش نتوانست موفق باشد و دو فیلم قبلی نشان داد که فقط برای تلوزیون ساخته شده است . اما در این فیلم چیزی که باعث وسوسه دیدن این فیلم می کند مدرن بودن فیلم می باشد که گریم تمام بازیگران نشان می دهد که فقط به دنبال فروش رویایی هست خصوصا با بازیگری محمدرضا گلزار که این روزها ستاره سینمای تجاری محسوب می شود و برای بسیاری دیدن محمدرضا گلزار در فیلم جدید از نان شب هم واجب تر است . فیلم دیگر که فیلم خاص محسوب می شود به همین سادگی به کارگردانی آقای میر کریمی که در جشنواره فجر این فیلم جوایز زیادی را به خود اختصاص داده است و دیدن این فیلم به کسانی که دنبال فیلم خاص می گردند توصیه می شود .

چهارم : سخنان جعفر پناهی کارگردان فیلم آفساید که بسیار جنجالی بود در نوع خودش قابل تقدیر است . جعفر پناهی کارگردان فیلم آفساید می گوید : که در سینما به هیچ احد الناسی باج نمی دهم و به همین دلیل هست که جعفر پناهی فیلم هایش یکی پس از دیگری توقیف می شود. جعفر پناهی در مورد کم کاری اش هم می گوید : من سه سال یکبار فیلم می سازم و برای هر سکانس ساعت ها وقت می گذارم . و از آن طرف می بینیم که سیروس مقدم کارگردان تلوزیونی سالی سه فیلم و سه تله فیلم برای تلوزیون می سازد . مقدمی که به زعم منتقدان سینمایی از لحاظ ساختاری ضعیف و از لحاظ مخاطب قوی هست . سیروس مقدم کجا ؟ جعفر پناهی کجا ؟

اضافه کاری : از بابت این همه تغییر چند صد باره پوزش می طلبم اما تا وقتی که نوشته هایم به شکل دلخواهم به وجود نیاید شاید تغییرات ادامه داشته باشد .

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم فروردین 1387ساعت 14:33  توسط احسان ولی زاده   |